Showing posts with label علی جوادی. Show all posts
Showing posts with label علی جوادی. Show all posts

09 July 2006

علی جوادی: اکبر گنجی متهم است


اکبر گنجی متهم است
علی جوادی

نقش اکبر گنجی در سازماندهی سرکوب اپوزیسیون توسط سپاه پاسداران چه بوده است؟
نقش اکبر گنجی در کشتار و قتل عام خونین سال۶۰ چه بوده است؟

اکبر گنجی از سازماندهان و بنیانگذاران سپاه پاسداران رژیم اسلامی است. اکبر گنجی از جانب خمینی ریاست دایره سیاسی سپاه پاسداران را عهده دار بود. اکبر گنجی در دوران سرکوب خونین ۱۳۶۰ که چند ده هزار نفر اعدام و تیرباران شدند یکی از عناصر کلیدی رژیم اسلامی در سازماندهی تیم های تعقیب و مراقبت و دستگیری و شکنجه نیروها و سازمانهای اپوزیسیون بود. در آن دوران اکبر گنجی از مقامات درجه اول نیروهای امنیتی رژیم بود. برخی از زندانیان سیاسی سابق شاهد نقش او در بازجویی های اوین در سال ۶۰ بوده اند. اکبر گنجی متهم به شرکت در سرکوب خونین سال ۶۰، در دوران استقرار حاکمیت رژیم اسلامی و سازماندهی دستگاه سرکوب سپاه پاسداران است و باید در مقام متهم به نقش و پرونده او رسیدگی شود. اکبر گنجی باید به اتهامات فوق پاسخ بگوید!

اکبر گنجی باید پاسخ بگوید!

اکبر گنجی امروز مدعی پرچمداری آزادی زندانیان سیاسی شده است، به کشتار و قتل عام ۶۷ اعتراض کرده است اما تاکنون در مورد قتل عام سال ۶۰ سکوت کرده است. چرا؟ چرا اکبر گنجی به اعدامهای سال ۶۰، به سازماندهی بزرگترین و دهشتناکترین انواع و اقسام سیستمهای شکنجه و سرکوب در این سالها اعتراضی ندارد؟ آیا تابوتها، قفسها و وحشیانه ترین انواع شکنجه ها و تیربارانهای سال ۶۰ مورد انتقاد اکبر گنجی نیست؟ آیا اکبر گنجی از تجاوزاسلامی به دختران زندانی قبل از اعدام بی خبر است؟ آیا اکبر گنجی از دستور خمینی در بیرون کشیدن خون زندانیان قبل از اعدام و انتقال آن به جبهه های جنگ بی خبر است؟ نقش اکبر گنجی در این فجایع چه بوده است؟ چه میزان از تزلزل رژیم اسلامی اکبر گنجی را به نقد قتل عام خرداد ۶۰ خواهد رساند؟ اکبر گنجی نه تنها انتقادی به قتل عام ۶۰ نکرده بلکه از هم اکنون در تلاش برای نجات سران جانی رژیم از دست عدالت اجتماعی اسلامی، خواهان بخشش این جانیان اسلامی پس از محاکمه آنها شده است.

مرکز پیگرد سران رژیم به جرم جنایت علیه مردم در ایران خواهان پیگرد و محاکمه تمام آمرین و عاملین جنایت علیه مردم ایران است. این خواست عادلانه مردم در ایران گوشه ای از تحقق عدالت اجتماعی و قضایی در فردای سرنگونی رژیم اسلامی است.

علی جوادی
مرکز پیگرد سران رژیم اسلامی به جرم جنایت علیه مردم

28 June 2006

علی جوادی: " نه" به رژیم اسلامی : ۳۰ خرداد ۶۰، ۱۸ تیر ۷۸


در تاریخ تلاش و تقلاهای جامعه برای آزادی و برابری آن ”نه“ هایی که
گلوله و طناب دار در خرداد ۶۰ به دنبال خود داشت با ”نه“ نسل جوان در ۱۸ تیر در یک
راستا و امتداد قرار دارند. مکمل یکدیگرند. اجزایی از یک تلاشند. ۳۰ خرداد ۶۰ به ۱۸
تیر متصل است.


علی جوادی

"نه" به رژیم اسلامی : ۳۰ خرداد ۶۰، ۱۸ تیر ۷۸

در تاریخ رویدادهای وجود دارند که بیان فشرده و چکیده اعتراضات و مطالبات نسلی از جامعه هستند و دوره های مهم تاریخی را بهم متصل میکنند. بعضا تاریخ را بهم متصل و پیوسته نگهمیدارند. ۳۰ خرداد ۶۰ و ۱۸ تیر ۷۸ چنین جایگاهی در تحولات سیاسی معاصر دارند. یکی ادامه دیگری اما توسط نسل دیگری است. هر دو به معنایی ”نه“ مردم به رژیم اسلامی را بطور ویژه ای بیان میکنند اما در دو دوره متفاوت. تشابهات و ویژگیهای این دو رویداد تاریخی کدامست؟ درسهای تاریخی این دو رویداد چیست؟
۳۰
خرداد ۶۰ یک روز خونین در تاریخ معاصر ایران است. دهها هزار تن از شریفترین انسانها را برای به شکست کشاندن نسلی و جامعه ای به پای جوخه های اعدام بردند. بنا به فرمان مستقیم خمینی اعدامها آغاز شد. برای ماهها در هر ۱۵ دقیقه یک نفر را اعدام کردند. هزاران تن اعدام شدند. نسلی شکست خورد. و بدین ترتیب نقطه پایان خونینی در دوره ای بر تلاش مردم برای آزادی و برابری و رفاه گذاشتند. نسلی شکست خورد اما تسلیم نشد. به رژیم اسلامی ”نه“ گفتند. به اسلام و حاکمیت اسلامی و تحقیر و فرودستی و نابرابری ”نه“ گفتند. و به پای جوخه های اعدام و تیرباران فرستاده شدند. این ”نه“ بیهوده نبود. تیری در تاریکی نبود.
۳۰
خرداد ۶۰ بیانگر واقعیتی دو گانه است. از یک رو بیانگر واقعیت روندی است که منجر به حاکمیت سیاه رژیم اسلامی شد و از طرف دیگر بیانگر مقاومت و ”نه“ بهترین های نسلی در اسارت اسلام به کلیت رژیم اسلامی بود. هم بخشهای مختلف رژیم اسلامی و هم جریانات سلطنت طلب و خلع ید شده در ۵۷ هر دو در حاشیه ای کردن جایگاه و اهمیت ۳۰ خرداد ۶۰ به یکسان عمل میکنند. هر دو زمان تٽبیت و استقرار حاکمیت اسلامی را نه کودتای اسلامی ۶۰ بلکه قیام مردم در ۵۷ میدانند. یکی بمنظور تخطئه انقلاب و دیگری در تلاش برای مشروعیت بخشیدن به خود.
۱۸
تیر ۷۸ نیز در یک کلام ”نه“ به کلیت رژیم اسلامی بود. اما ”نه“ نسل دیگری. نسلی که در دوران حاکمیت کٽیف اسلام چشم به حیات و پا به تحرک سیاسی گذاشته است. اما علیرغم تمام تلاشهای اسلامیستها ذره ای بدهکاری به اسلام و تحجر اسلامی ندارد. ۱۸ تیر ۷۸ سر آغاز تحرک توده ای این نسل جوان در تلاش برای سرنگونی رژیم اسلامی است. در ۱۸ تیر ۷۸ این نسل به تقلاهای مذبوحانه دوم خرداد در کنترل و اسارت حرکت اعتراضی مردم ”نه“ گفت. بر خلاف تمام تلاشهای مذبوحانه مدافعین خجول رژیم اسلامی، این نسل به اصلاحات دوم خردادی ”نه“ گفت. درست مانند نسل گذشته در نیمه راه متوقف نشد. با فریادهای ”حکومت آخوندی سرنگون، سرنگون“ اعلام کرد که هر گونه تغییری در زندگی مردم مستلزم سرنگونی رژیم اسلامی است. ۱۸ تیر نشان داد که مردم در ایستگاههای میانی که جریانات ملی-اسلامی و جریانات محافظه کار پرو غربی تلاش میکنند در سر راه مردم قرار دهند، تسلیم نخواهند شد. ۱۸ تیر فریاد ”نه“ به سازش با رژیم و توقف در نیمه راه بود.

در تاریخ تلاش و تقلاهای جامعه برای آزادی و برابری آن ”نه“ هایی که گلوله و طناب دار در خرداد ۶۰ به دنبال خود داشت با ”نه“ نسل جوان در ۱۸ تیر در یک راستا و امتداد قرار دارند. مکمل یکدیگرند. اجزایی از یک تلاشند. ۳۰ خرداد ۶۰ به ۱۸ تیر متصل است.

اما اگر ۳۰ خرداد در پایان تلاش پر تحرک نسلی قرار داشت، برعکس ۱۸ تیر ۷۸ در آغاز راه این نسل قرار دارد. ۱۸ تیر در عین حال تاریخ ویژه و متمایز خود را دارد. تاریخی که در عین حال بیانگر تعمیق ”نه“ جامعه به رژیم اسلامی است. عبور از هر ”ایستگاه“ و ”نقطه سازش“ به معنای تعمیق ”نه“ به رژیم اسلامی است. اما کدام ”نه“ به رژیم اسلامی به خواست و افق مردم در سرنگونی رژیم اسلامی تبدیل میشود؟ ”نه“ چپ یا نه راست؟ کدامیک؟

پیشروی مستلزم انتخاب است. از این مرحله باید عبور کرد. انتخاب ”نه“ چپ به رژیم اسلامی مترادف آزادی و برابری و رفاه و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش است. انتخاب ”نه“ راست در بهترین حالت و با بیشرین ارفاق به معنای نوعی دیگری از سرکوب و بی حقوقی و نابرابری و تبعیض در جامعه است. انتخاب راست به معنی حاکمیت سرمایه بر مقدرات مردم و فعل و انفعالات اقتصادی در جامعه است. یعنی نوعی دیگر از دخالت مذهب در زندگی و شئونات جامعه و مردم. غلبه افق راست بر تحولات جامعه در عین حال میتواند همراه با یک سناریوی سیاه در تحولات آتی جامعه باشد. تحولات عراق و افغانستان در این زمینه درسهای بسیاری برای تحولات سیاسی در ایران دارند.

راست و چپ دو افق متفاوت، دو ”نه“ متفاوت در شرایط حاضر میباشند. اما رویدادهای اخیر نشان داده است که جامعه دارد به چپ میچرخد. ”نه“ چپ به رژیم در حال تٽبیت در جامعه است. ۱۶ آذر ها، ۱۸ تیرها، ۸ مارس ها، اول ماه مه ها، همگی نشان چپ را بر خود دارند. این پروسه باید به فرجام کامل برسد.
۱۸
تیر ۸۵ باید گامی در این راستا باشد. باید فریادهای ”نه“ به رژیم اسلامی، ”نه“ به اسلام، ”نه“ به آپارتاید جنسی، ”نه“ به حجاب، ”نه“ به نابرابری، ”نه“ به هر گونه ستم و استبداد، ”نه“ به جنگ و تروریسم همه گیر شود.