Showing posts with label علی ناظر. Show all posts
Showing posts with label علی ناظر. Show all posts

07 December 2008

رهبر "معظم(!)" که قرار بود "فتنه برخي از ضد انقلابيون را باطل" کند خرفهم شد که زمین سخت دانشگاه جای شاشیدن نیست



امروز بی بی سی از "لغو دیدار رهبر ایران با دانشجویان به مناسبت 16 آذر" خبر داد.


چند روز پیش یا یادداشت «عقب نشینی رهبر معظم» یادآور شده بودم که حضور رهبر در محیط دانشگاه، تنها یک پُز توخالی است.


بنا به گزارش بی بی سی – این یار غار، «هنوز دلیلی برای لغو این مراسم اعلام نشده است» - آنچیز که عیان است چه حاجت به بیان است.


چرا رهبر جا زد؟

علی ناظر


رهبر معظم که قرار بود "فتنه برخي از ضد انقلابيون را باطل" کند در همان روز به نتیجه رسیده بود که زمین سخت دانشگاه جای شاشیدن نیست. مخصوصا، در این برهه از زمان که اوباما در حال برنامه ریزی استراتژی خارجی خود است، سولانا برای رژیم دو بسته تشویقی جدید ارسال کرده و ضرب العجل هم داده است، کشمکش های درونی (چند نمونه [1]، [2]، [3]، [4] ) به نقطه ای رسیده که خود حضرات از امکان فروپاشی نظام جمهوری اسلامی عرق بر پیشانی دارند، نرخ فروش نفت زیر مبلغ برنامه ریزی شده رسیده و ایران می رود تا دچار بحران اقتصادی کمر شکن شود (چند نمونه [5]، [6])، و بوی الرحمن برچسب تروریستی به مشام می رسید، رهبر معظم تصمیم گرفته اند که بهتر آن است تا آبروی نداشته خود را در گردهمایی 16 آذر به تاراج دانشجویان نگذارد.


جا زدن رهبر، مؤکد ترس نظام از «بحران فروپاشی» است که بر جان رژیم افتاده باشد. قاسمییکی از فعالان بسیج دانشجویی در سخنرانی دو آتشه ای بر این نکته صحه گذاشته و در میان شعار های مرگ بر آمریکا، مرگ بر شیوخ آمریکایی، و مرگ بر... به رئیس مجلس اسلامی و نماینده قم اعتراض می کند که "ما از آقاي لاريجانيسوال داريم كه شما همايش 30 سال قانون‌گذاري را به نام وحدت ملي برگزار كرديد، آيا اين افراد همه خودي بودند؟ مگر اينها كساني نبودند كه به رهبر نامه نوشتند كه جام زهر را بنوش؟ و اين افراد همان كساني هستند كه آن تحصن را انجام دادند. كه در اين هنگام همه شعار دادند «مرگ بر منافق.»" . این سخنان شداد در هنگامی ایراد می شد که گروه دیگری از دانشجویان با خواندن «یار دبستانی» متشنج بودن محیط را برجسته می کردند. با توجه به تشدید تشنج ها نظام اسلامی ضرورت «حضور گسترده نیروهای امنیتی و گارد ویژه در اطراف دانشگاه تهران» را تشخیص داده که بی شک سرکوب بیشتری را بهمراه خواهد داشت.


حائز اهمیت است که این «جا زدن» و «عقب نشینی رهبر معظم» را بعنوان یک نقطه عطف و عقب نشینی نظام در سرکوب دانشجویانارزیابی نکنیم، هرچند نشانه ای از هراس رهبر سرکوبگران داشته باشد.


بنا به تحقیقی«خانم شکوفه آذر به مناسبت ۱۶ آذر به عمل آورده ۵۶۱ دانشجو در سال گذشته ـ از ۱۶ ‏آذر ۱۳۸۶ تا ۱۶ آذر ۱۳۸۷ ـ به کمیته های انضباطی ودادگاه ها احضار شده و یا تعلیق از تحصیل، ‏محرومیت، اخراج، بازداشت، و درنهایت رفتن به زندان مواجه شده اند. این گزارش می افزاید که دانشجویان ‏آزاد شده دانشگاه های ایران برای آزادی خود ۸میلیارد و۴۴۰ میلیون تومان وثیقه سپرده اند.‏» - یعنی هر سه روز یک تجمع دانشجویی.


در عین حال، بنا به گزارش های متعدد در رسانه های خودی رژیم، دانشجویان از امنیت برخوردار نبوده و لباس شخصی ها و دانشجویان بسیجی به بهانه های مختلف دانشجویان «دگرخواه» را مورد ضرب و شتم قرار داده و به قتل رسانده اند. «1 آذر 1387 - خبرنامه امیرکبیر: [1 آذر 1387] یکی از دانشجویان دانشگاه جندی شاپور در اثر درگیری با یک دانشجوی دیگر بر اثر ضربه چاقو مجروح و جان خود را از دست داد. دکتر خواجه‌لو در گفتگو با خبرنگار آفتاب: [30 آبان 1387] «شنبه گذشته حدود ساعت ۶ بعدازظهر یک دانشجو دانشگاه زاهدان خارج از دانشگاه با دانشجوی دانشگاه آزاد که در مجاورت دانشگاه زاهدان قرار دارد درگیر می‌شود و پس از‌ آن به داخل محوطه دانشگاه می‌آید در همین حال دانشجوی دانشگاه آزاد نیز با سه همراه دیگر برای تلافی وارد دانشگاه می‌شود».» شایان توجه تشابه متد در انجام این دو قتل است. هر دو در خارج از محیط دانشگاه مورد حمله قرار گرفته اند، هر دو ضارب دانشجو بوده اند. این دو اتفاق به تشنج در داخل دانشگاه انجامید، که حاکی از متشنج بودن محیط دانشگاه و آماده بودن دانشجو برای برخورد های عکس العملی است.


نارضایتی دانشجویان و «سیاه نمایی» در میان مردم و فعالان غیر خودی درون نظام، یکی دیگر از دلایل جا زدن رهبر است که در گفته های عليرضا داوري[مديركل پژوهش و بررسي‌هاي خبرگزاري ايرنا] به وضوح دیده می شود «بر اساس تحقيقي كه انجام داده‌ايم از سال 68 تا خرداد 76 هيچ موردي از توهين مستقيم به رئيس‌جمهور ديده نمي‌شود و در اين دوره 189 مورد سياه‌نمايي اقدامات آقاي هاشمي ديده مي‌شود. داوري افزود: در دوران اصلاحات 543 مورد سياه‌نمايي اقدامات دولت خاتمي و 5 مورد توهين به رئيس‌جمهور مشاهده مي‌شود. اما تنها در طول سه سال حاكميت دولت نهم 1689 مورد توهين مستقيم به آقاي احمدي‌نژاد و 39 هزار و 682 مورد سياه‌نمايي اقدامات دولت ثبت شده است.»


علیرضا داوری مصلحت نظام را در نظر گرفته و آمار توهین ها و سیاه نمایی ها به رهبر معظم فاش نکرده است. سوزاندن عکس رهبر معظم، همچون رییس جمهور مهرورز می توانست حداقل عکس العمل دانشجویان باشد. به هر دلیلی، رهبر نتوانست در این یک مورد "فتنه برخي از ضد انقلابيون را باطل" کند.


آنچه که می ماند، درک درست خواستهای دانشجویان "دگرخواه" است.


من به عمد و برای اولین بار ترم "دگرخواه" را در ارتباط با دانشجویان استفاده می کنم. به نظر من در این برهه از زمان ، نسبت دادن دانشجویان به هر گروه و سازمان سرنگونی طلبی باعث بسته شدن دست دانشجویان شده و به رژیم دستاویز هر چه سرکوب بیشتر دانشجویان را می دهد. دیگر اینکه، من معتقد نیستم که کلیه دانشجویان خواهان و هودار یک سازمان و گروه سرنگونی طلب بخصوص هستند، هرچند که خواهان سرنگونی نظام جمهوری اسلامی باشند. بی شک، شعار های دانشجویان بیانگر باور های سیاسی آنها می باشد. استفاده از ترم "دانشجویان دگر خواه" به جنبش دانشجویی امکان بسط و رشد می هد.


.........................


chaporast@ymail.com

(وبلاگ چپ و راست – آرشیو در سایت بحران)

------------


پانویس ها

(برگرفته از آرشیو وبلاگ چپ و راست)


[1] انتقاد موتلفه اسلامی - 28 آبان 1387) - محمد نبی حبیبی [دبيركل حزب موتلفه اسلامی ]: «شعار نجات ايران همان شعار اپوزيسيون خارج از كشور است؛ اين شعار شايسته آقای خاتمی و دوم خردادی‌‏ها برای ورود به انتخابات رياست جمهوری نيست».


[2] گداپروری - 29 آبان 1387) - احمدی نژاد: خطاب به آنها مي گويم هدفمند کردن يارانه ها عين عدالت است.شما به ملت ايران توهين نکنيد.[...] آيا اگر همه اين يارانه ها را عده اي قليل مثل شمايي که جيب هايتان پر است، شکم هايتان سير است و ثروتتان از پارو بالا مي رود ، بخوريد اين گداپروري نيست اما اگر در بين ملت توزيع شود، اين گدا پروري است؟ وي اظهار نظرهاي اين افراد را توهين به ملت ايران دانست و گفت: شما ملت را نمي شناسيد. شما از ملت فاصله گرفته ايد . [...] شما ملت را خودتان ، خانواده هايتان، هم حزبي هايتان و اطرافيانتان مي شناسيد. بياييد ببينيد ملت اينها هستند که در ميدان زنجان و خيابان هاي زنجان و کشور آماده براي فداکاري در راه انقلاب و ساختن کشورند. [...] ما مصمم هستيم ريشه هاي اصلي مشکلات اقتصادي کشور را به مردم معرفي و علاج کنيم و به رغم بد انديشي بعضي انسان هاي خودخواه ، به فضل الهي مشکلات را درمان کنيم و اقتصاد را با قدرت به پيش ببريم. [...] در عرصه اقتصاد، بايد بيماري هاي اقتصادي را که موجب بي عدالتي ، فقر و ايجاد فاصله ، ياس و دردسر ملت است، علاج کنيم.


[3] - دشمنی های اصلی - 28 آبان 1387) - حمید رسایی: ‌ما بايد حقيقتا مرز دوستي و دشمني را مشخص كنيم. امروز كساني با هم مقابله و معارضه مي‌كنند كه به اصل اسلا‌م، به حاكميت اسلا‌م، به برخاسته بودن دولت از دين، يعني اتحاد دين و سياست، به اصول مبنايي قانون اساسي، مثل اصل چهارم و پنجم و مساله ولا‌يت فقيه و ديگر چيزها حقيقتاً معتقدند، اينها با همديگر سر جزئيات و قضاياي كوچك، آنچنان معارضه‌اي مي‌كنند و آنچنان جنجالي عليه هم راه مي‌اندازند كه دشمني‌هاي اصلي در حاشيه امن و دشمن‌هاي اصلي در سايه قرار مي‌گيرند. دشمن‌هاي اصلي چه كساني‌اند؟ آن كساني كه با اصل نظام اسلا‌مي مخالفند.


[4] - شارلاتان هاي سياسي و مطبوعاتي - 26 آبان 1387)
سرمقاله کیهان: آيا اين بازي مداوم در زمين دشمن نيست كه آقاي يونسي وزير اطلاعات دولت سابق خبر دهد «من بارها به برخي احزاب اصلاح طلب گفتم كه شما نمي توانيد هم حاكم باشيد هم اپوزيسيون. اين قابل جمع نيست. هم در دولت هستيد و هم مي خواهيد اپوزيسيون باشيد»؟ آيا بازي در زمين دشمن غير از اين است كه خبرنامه داخلي حزب مشاركت در شماره اوايل مهرماه امسال خود بنويسد «اجماعي گسترده از نيروهاي سياسي و فرهنگي حامي دوران اصلاحات شكل گرفته كه در آن لائيك ها تا مراجع ديني و مذهبي ]؟![ حضور دارند»؟! نسبت مدعيان خط امام در حزب مشاركت و نامزد حزبي روحاني شان با لائيك هايي كه با اصل دينداري و مسلماني لجاجت و كينه دارند چيست؟ شارلاتان هاي سياسي و مطبوعاتي كدام بي بندوباري ايدئولوژيك را در برخي احزاب و حلقه هاي مدعي اصلاحات يافته اند كه تر و خشكشان مي كنند و قربان صدقه آنها مي روند؟ آيا طمع بيگانگان و دنباله هاي داخلي آنان جز به اين خاطر است كه جريان سرگردان مدعي اصلاحات، سر اسلحه را به سوي خود و جبهه خودي نشانه رفته اند و سرنا را از سر گشادش مي نوازند؟ اين كه كسي بگويد بايد اصلاحات را در داخل از حالت تدافعي به حالت تهاجمي درآورد و همزمان بگويد در مواجهه با خارج تند و تيز سخن گفته ايم و بايد از اين تند و تيزي كاست، آيا جز به مفهوم شليك به خود است؟ كسي باور مي كند كه اين طيف از اصلاح طلبان با بازي در زمين دشمن، مقرب آنها شود؟ يا فقط از شانه هاي آنها براي بالارفتن از ديوار كشور و ملت استفاده مي شود و بعد مي شود اين نردبان را به زير و دور انداخت؟


[5] - (بی عرضگی - 28 آبان 1387) - اکبر اعلمی: در طول بيش از دو دهه قبل از دولت احمدي‌نژاد، ايران اقتصاد خود را با بشكه‌اي بين هشت تا 15 دلار نيز اداره كرده است، ‌اما طي سال‌هاي 84 الي شهريور 87 به دليل افزايش بي‌سابقه قيمت نفت، درآمد ارزي ايران تا سقف 260 ميليارد دلار افزايش يافت كه حدود 58 درصد كل درآمد ارزي اين كشور در 27 سال قبل از دولت نهم بوده است. در اثر اين افزايش قيمت، دكتر احمدي‌نژاد بدون اينكه منابع را به خوبي مديريت كند، به كمك درآمدهاي نفتي اقدام به واردات بي‌رويه كالا كرد تا از اين طريق تورم فزاينده ناشي از سياست‌هاي نادرست خود را مهار كند تا جايي كه طبق گزارش بانك مركزي ميزان واردات كشورمان تنها در سال گذشته 48 ميليارد دلار اعلام شده است و اين در حالي است كه صادرات غيرنفتي در همان سال 21 ميليارد دلار برآورد شده است. از طرفي گرچه بودجه سال 87 با نفت بشكه‌اي 70 دلار بسته شده اما شواهد حاكي است كه دولت با دور زدن بودجه و برداشت از حساب ذخيره ارزي مخارج خود را با بيش از 70 دلار تنظيم كرده است.


[6] - قوانين اقتصادي ما فاقد سواد است - 11 آبان 1387) - صادق خرازي گفت: به دليل اينکه اقتصاد ايران پويا و فعال نيست در مواجهه با بحران مالي جهان ناچاريم امتياز بدهيم.سفير سابق ايران در فرانسه [...] درباره تاثير بحران مالي دنيا بر اقتصاد ايران اظهار داشت: اقتصادايران پويا و فعال نيست. شايد اگر قطعنامه‌‏هايي که عليه ايران صادر شد را نداشتيم، معلوم نبود در اثر بحران‌‏هاي مالي و اقتصادي دنيا چه ضربه‌‏هايي از اين شرايط مي‌‏خورديم و چه تاثيري بر اقتصاد ما مي‌‏گذاشت.

28 November 2008

هموطنان سرنگونی طلب! مقام معظم رهبري فقط فتنه "برخي " از ضد انقلابيون را باطل می فرمایند




عقب نشینی رهبر معظم

علی ناظر


امروز در سایت دولتی فارس خبری حاکی از «
حضور مقام معظم رهبري در مراسم روز دانشجو در دانشگاه علم و صنعت» گزارش شد. من متن کامل خبر، همراه با لینک آن خبر را برای تعداد کثیری از یاران ای میل کرده و کوتاه نوشته بودم که:

«هموطنان سرنگونی طلب
خبر زیر را سایت دولتی فارس گزارش کرده است. گویی گشت های عملیاتی و مانورهای بسیج تأثیری نداشته، و وحشت از خیزش دانشجویی به مقام معظم رهبری هم رسیده که می خواهد با چنین فرار به جلویی "
فتنه برخي از ضد انقلابيون را باطل" کند. بی شک حضور وی در علم و صنعت با ضرب و شتم دانشجویان همراه خواهد بود. با خبررسانی به رسانه ها، نهادهای بین المللی و حقوق بشری می توان از شدت سرکوب دانشجویان کاست.
شاد باشید
علی ناظر – 8 آذر 1387»

لحظاتی از ای میل گزارش نگذشته بود که سایت فارس خبر را از سایت برداشت و ساعتی بعد بجای متنی که گزارش کرده بود نوشت:

«به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، محمد مهدي زاهدي در نشست رؤساي دانشگاهها و پژوهشگاه‌هاي كشور با اعلام اين خبر گفت: شوراي عالي انقلاب فرهنگي مصوبه‌اي را براي تقويم سال تحصيلي دانشگاه‌هاي كشور در نظر گرفته است كه براساس آن كارگروهي تعيين شده، براساس اين مصوبه سال تحصيلي دانشگاه‌ها براساس پيشنهادات دانشگاه‌ها مشخص مي‌‌شود در حال حاضر بين 15 شهريور تا اول مهر زمان تخميني براي شروع سال تحصيلي دانشگاه‌ها در نظر گرفته شده است كليات اين طرح به تصويب رسيده و جزئيات آن در حال بررسي است. وي با اشاره به سفر استاني رياست جمهوري در لرستان گفت: در سفر استاني رياست جمهوري، رئيس جمهور پيشنهاد كرده است كه دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌هايي كه پرديس آنها زمين كافي دارد براي تامين مسكن كاركنان و هيئت علمي دانشگاه‌ها در نظر گرفته شود. كليات اين مصوبه در دولت تصويب شده و كارگروهي متشكل از وزير آموزش و پرورش، وزير بهداشت، وزير مسكن، وزير علوم و معاونت راهبردي رئيس جمهور تشكيل مي‌شود كه مصوبات آن مصوبه هيئت دولت تلقي مي‌شود و قرار است مكانيزم ارجاع اين مصوبه به دولت ارائه شود. انتهاي پيام/ر »

جالب اینکه تیتر خبر از «
حضور مقام معظم رهبري در مراسم روز دانشجو در دانشگاه علم و صنعت » به «سال تحصيلي دانشگاه‌ها براساس پيشنهادات دانشگاه‌ها مشخص مي‌‌شود » تغییر یافته، و جمله «مقام معظم رهبري در روز دانشجو در دانشگاه علم و صنعت حضور مي‌يابند و فتنه برخي از ضد انقلابيون را باطل مي‌كنند. » هم از خبر ویرایش شده حذف شده است.

می دانیم که ویرایش، تغییر و تبدیل متن خبر در میان رسانه ها و ژورنالیستها امری است عادی، اما نه در این حد که نظام و رهبر، و رسانه دولتی دست در دست هم از موضع خصمانه و ایجاد رعب و وحشت این چنین مفتضحانه و تا به آن حد عقب نشینی کنند که حتی خبر رفتن رهبر معظم به دانشگاه را هم «فاکتور» بگیرند.

عقب نشینی فارس و رؤسا بر یک نکته که همیشه به آن باور داشته ام تأکید دارد – رسانه مستقل، هشیار و مداخله گر می تواند جلوی بسیاری از کج رفتاری ها را بگیرد. می تواند بسیاری از ترفند ها را پیش از وقوع، اطلاع دهد. بیهوده نیست که خودمحوران و زورمداران همیشه به دنبال تعطیلی رسانه های مستقل و مداخله گر بوده و هستند.

جهت اطلاع، خبری که پیش از این به دوستان ارسال کرده و سایت وابسته فارس آن را ویرایش کرده است را در زیر آورده ام.
شاد و برقرار باشید
علی ناظر – 8 آذر 1387

«حضور مقام معظم رهبري در مراسم روز دانشجو در دانشگاه علم و صنعت
http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8709080368

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، محمد مهدي زاهدي در نشست رؤساي دانشگاهها و پژوهشگاه‌هاي كشور با اعلام اين خبر گفت: مقام معظم رهبري در روز دانشجو در دانشگاه علم و صنعت حضور مي‌يابند و فتنه برخي از ضد انقلابيون را باطل مي‌کند.
وي گفت: شوراي عالي انقلاب فرهنگي مصوبه‌اي را براي تقويم سال تحصيلي دانشگاه‌هاي كشور در نظر گرفته است كه براساس آن كارگروهي تعيين شده، براساس اين مصوبه سال تحصيلي دانشگاه‌ها براساس پيشنهادات دانشگاه‌ها مشخص مي‌‌شود در حال حاضر بين 15 شهريور تا اول مهر زمان تخميني براي شروع سال تحصيلي دانشگاه‌ها در نظر گرفته شده است كليات اين طرح به تصويب رسيده و جزئيات آن در حال بررسي است.

وي با اشاره به سفر استاني رياست جمهوري در لرستان گفت: در سفر استاني رياست جمهوري، رئيس جمهور پيشنهاد كرده است كه دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌هايي كه پرديس آنها زمين كافي دارد براي تامين مسكن كاركنان و هيئت علمي دانشگاه‌ها در نظر گرفته شود.

كليات اين مصوبه در دولت تصويب شده و كارگروهي متشكل از وزير آموزش و پرورش، وزير بهداشت، وزير مسكن، وزير علوم و معاونت راهبردي رئيس جمهور تشكيل مي‌شود كه مصوبات آن مصوبه هيئت دولت تلقي مي‌شود و قرار است مكانيزم ارجاع اين مصوبه به دولت ارائه شود..
انتهاي پيام/ر »


11 November 2008

بحث شیرین: همه میدونن، حضرت رهبر داده، خوبم داده ، اما حالا طبق اصل 110 قانون (!) اساسی میگه تجاوز بود و چه و چه


از دست این رهبران معصوم

علی ناظر



انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که تمام شد و معلوم شد چه کسی رییس جمهور خواهد شد، مک کین در گوشه ای از سخنرانی خود به هوادارانش گفت: در این مدت "ما" خیلی فعالیت کردیم، تا آنجایی که امکان داشت سعی خودمان را کردیم، ولی موفق نشدیم. این شکست شما نیست، بلکه همه تقصیر از من است.

برای اینکه فراموش نکنیم مک کین چه کسی است و به کجا وصل است، کوتاه سخن بکویم که ایشان فردی راست، طرفدار سرمایه داری، و با سوابقی بسیار محافظه کار است. اما، همین فرد راست، می داند که چگونه با مردم صحبت کند، چگونه بار و احساس مسوولیت را از دوش مردم برداشته و همه تقصیرات را از آن خود کند.


پیش تر از این هم نوشته بودم که چگونه هیلری و بیل کلینتون برای موفقیت باراک اوباما (رقیب درون حزبی هیلری) سنگ بر سینه زدند. چگونه از پای ننشستند تا اوباما و حزب دموکراتها پیروز شد.


حالا کمی به خودمان ایرانی ها نگاه کنیم.


رهبران ما که قربانشان بگردم اصلا اشتباه نمی کنند. گویی معصوم به دنیا آمده اند و معصوم تر هم از دنیا خواهند رفت، و تازه پس از مردن هم می شوند "اسطوره" که با هیچ مدادپاک کنی نمی شود غلط های املایی و انشایی و خطی آنها را پاک کرد و از ارج آسمان به زمین شان کشاند. اصلا رهبر شده اند که اشتباه نکنند. اگر هم که اشتباه کردند (استغفرلله)، فورا آن را می اندازند به گردن ابر و باد و مه و خورشید. دوست می شود مزدور و خائن و .... خواسته و ناخواسته تیزهوش بودن دشمن نادیده گرفته می شود؛ و خلاصه اینکه تا تمام تقصیر به گردن کس دیگری اندخته نشود، نه خود رهبر و نه هوادارانش دست از سر مردم بر نمی دارند.


نمی خواهم به تاریخ 30-40 سال اخیر رهبران چپ و راست و ملی و مذهبی و مسلح و خلع سلاح شده بپردازم. آن باشد برای یک روز دیگر. می خواهم فقط به اتفاقات همین امروز بپردازم.


تفسیر را هم با اجازه می سپارم به دست خود خواننده.


اوائل امروز، یک مرتبه و بدون هیچ مقدمه ای از هاشمی رفسنجانی رییس خیلی از نهادهای تصمیم گیرنده، از جمله تشخیص مصلحت، مطلبی کامل و چندین صفحه ای که نتیجهء " پرسش و پاسخ مكتوب با پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي" بود در سایت دولتی فارس منتشر شد. پیش از ادامه، لازم است روی این نکته تکیه کنیم که این پرسش و پاسخ با خبرنگار فارس نبوده، محاوره ای نبوده، و فارس در گزارش آن اشتباه نکرده است، بلکه پرسش و پاسخ با دفتر حفظ و نشر آثار خامنه ای و مکتوب بوده است.


خبرگزاري فارس: "آيت‌الله هاشمي رفسنجاني اعلام كرد: رهبري وظيفه نظارت بر سند چشم انداز 20 ساله را كه به مجمع تشخيص مصلحت تفويض كرده بودند، پس گرفته‌اند." از این روشن تر نمی شود. حضرت رهبر یک مسوولیتی را داده بود الان هم بنا به قانون اساسی جمهوری اسلامی آن را پس می گیرد. برای اینکه کسی کج نفهمد و یا بعدا بامبول در نیاورد هاشمي رفسنجاني تأکید می کند:" در واقع وظيفه‌اي را كه به مجمع تفويض كرده بودند، به نوعي پس گرفتند. اگر ايشان دوباره بخواهند، مجمع مي‌تواند براساس الزامات، شاخص‌ها و آيين‌نامه‌هايي كه دارد، نظارت را به طور جدي شروع نمايد. " رفسنجانی سپس به مشکلات جاری اقتصادی و جامعه و ... پرداخته و انتقادات بسیاری از موقعیت کنونی می کند. (یادآوری اینکه همه به دفتر ...خامنه ای و مکتوب ارسال شده بوده است).


من امروز وقتی این متن را خواندم چند سوال به ذهنم خطور کرد (که در همان موقع متن سوالاتم و این پرسش و پاسخ [که در وبلاگم منتشر شده بود] را جهت اطلاع به تعداد کثیری ایمیل کردم) " پرسش و پاسخ زیر که در سایت دولتی فارس منتشر شده حاکی از تشدید اختلافات و تضادهای درون نظام است. آیا نظام جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است، و یا اینکه وارد پروسه بازتعریف رفتار خود، با در نظر گرفتن شرایط حاکم بر روند اقتصاد و جامعه است؟ آیا این پرسش و پاسخ نوعی از اعتراف به شکست در پیشبرد اهداف سند است؟ آیا رفسنجانی به زبان اشهد خود از شکست جمهوری اسلامی برای مبارزه با طاغوت، فساد، آسیب های اجتماعی، فقر و، و وابستگی نظام به خارج صحبت نمی کند؟ چرا رفسنجانی مجبور به انجام این "پرسش و پاسخ" شده است؟"


همزمان، نبوی از همان نهاد تشخیص مصلحت در گفتگویی بر بسیاری از همین نکات تأکید می ورزد، اما دقایقی بعد این خبر (خبر 1) از صفحه اول سایت فارس حذف می شود و می رود آن پشت ها. و ساعتی بعد کلیه سایت های وابسته به جمهوری اسلامی گزارش می دهند که " اخيراً آيت‌الله هاشمي رفسنجاني به سئوالات پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در مورد چشم‌انداز جمهوري اسلامي ايران و اصلاح سياست‌هاي كلي اصل 44 پاسخ مكتوب داده‌اند كه متأسفانه در تنظيم نهايي و بازخواني مجدد متن مكتوب مصاحبه، در قسمتي از آن اشتباهي صورت گرفته كه ضمن پوزش از آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، موسسه فرهنگي پژوهشي انقلاب اسلامي و رسانه‌هاي همگاني، جهت تنوير افكار عمومي و خوانندگان محترم آن پايگاه خبري و ديگر رسانه‌ها به اطلاع مي‌رساند؛ نظارت تفويضي توسط رهبري معظم انقلاب به مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنان به قوت خود باقي بوده و به هيچ وجه پس گرفته نشده است؛ لذا اصل جمله ايشان به اين شرح بوده است:
"در واقع وظيفه نظارت بر حسن اجراي سند چشم‌انداز و سياست هاي كلي اصل 44 توسط مقام معظم رهبري به مجمع تشخيص مصلحت نظام تفويض شده است كه مجمع بر اساس تعيين شاخص‌ها و الزامات و آيين‌نامه‌هايي كه تهيه كرده است نظارت را به طور جدي دنبال مي‌نمايد."

همانطور که مشاهده می شود،


1- اشتباه از سوی دفتر رفسنجانی بوده و نه رهبر.


2- اشتباه را رفسنجانی نکرده بلکه آن منشی بخت برگشته انجام داده است.


3- آنقدر مساله اساسی بوده که تصحیح آن در عرض چند ساعت لازم به نظر رسیده و یک نفر باید با عذر خواهی تقصیر را به گردن بگیرد.



سوالی که دوباره به ذهن من خطور کرد این است که " چرا رفسنجانی بجای رهبر "غلط کردم" می گوید؟ از سوی دیگر چه شده که دفتر رفسنجانی چنین "اشتباه" فاحشی کرده است؟ آیا اینگونه پوزش خواهی ها شکاف ایجاد شده را پر خواهد کرد؟ بپذیریم که دفتر رفسنجانی در این یک مورد اشتباه کرده است، در باره بقیه صحبت های رفسنجانی رهبر چه می گوید؟ آیا رفسنجانی تمامیت نظام را به زیر سوال نبرده است؟"



گویی جنگ جناح ها بالا گرفته است. و خامنه ای با تمام توش و توان بر آن است که لگام نظام اسلامی از کف ندهد.


محسن رضایی در بازگویی این اختلافات می گوید:" اكنون ايران در آستانه يك تمدن سازي جديد قرار دارد و در اين شرايط همه چيز باز توليد مي‌شود و بايد با چشماني باز و بدون هرگونه تعصب و شيفتگي تحولات اخير دنيا را مورد موشكافي قرار دهيم. [...] در آستانه آغاز چهارمين دهه انقلاب اسلامي نيازمند آينده نگري و درك صحيح گذشته هستيم. [...] كشور ما هم اكنون از نظر فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي با مشكلات جدي روبرو است و عقب ماندگي‌هاي زيادي در اين عرصه‌ها داريم" و همزمان 60 اقتصاد دان در نامه ای به احمدی نژاد می نویسند " در اين وضعيت بسيار حساس، دولت مصمم است سياست‌هاي گسترده‌اي را تحت عنوان طرح تحول اقتصادي به مورد اجرا گذارد. ما از تبعات طرحي‌که با شتابزدگي و در بستر نامساعد ملي وبحران جهاني به‌اجرا درخواهدآمد، بيمناكيم. از اينرو لازم ديديم با تحليل وضعيت اقتصاد کشور، علل پيدايش بحران کنوني، راه‌هاي برون رفت از اين تنگناها را با مردم شريف ايران، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و دولت محترم درميان بگذاريم. شايد قبل از آن‌که معضلات کشور حادتر شود، بتوان اصلاحات لازم را به موقع در آن اعمال کرد." و نبوی [همانجا] به گونه ای به ریشهء اختلاف اشاره می کند "رهبري در همان متن اصلي سند ما اضافه‌ي خيلي دقيقي داشتند. سندي كه ما تهيه كرده بوديم، اين بود كه ايران در افق چشم‌انداز 1404 كشوري است توسعه‌يافته و از نظر اقتصادي و علمي و فن‌آوري مقام اول را در منطقه‌ آسياي جنوب غربي دارد و براي جهان اسلام الهام‌بخش است با تعامل مؤثر و سازنده در روابط بين‌الملل. رهبر انقلاب عبارت «با حفظ هويت اسلامي و انقلابي» را به اين متن اضافه كردند. البته ما اين عبارت را در توضيحات سند داشتيم، اما ايشان اين عبارت را به متن اصلي سند اضافه كردند. همچنين ما راجع به هويت، در توضيحات مطالبي داشتيم كه «متعهد به انقلاب و نظام اسلامي و شكوفايي ايران و مفتخر به ايراني بودن» اما ايشان عبارات «متعهد به انقلاب و نظام» و «با هويت اسلامي و انقلابي» را هم در متن اضافه كردند."


آنچه که در این یادداشت مهم است این جنگ های داخلی نیست. آخوندها عادت به این بحث های حوزوی و بی نتیجه دارند. آنچه که مرا به فکر انداخته این است که تا کی رهبران جرأت اعتراف به اشتباه خود را ندارند؟ چرا خامنه ای و یا هر رهبر ایرانی (در داخل نظام یا خارج از نظام) نمی تواند به زبان اشهدش بگوید که در فلان مساله اشتباه کرده است؟ چه موقعی و چگونه این فرهنگ نامیمون که جامعه ما را سالهاست به عقب می کشاند، تغییر خواهد کرد؟


شاید سفر عطاالله مهاجرانی به تهران برای تغییر همین رفتار ها در درون نظام باشد؟




برگرفته از وبلاگ چپ و راست (در حال تنظیم و بازسازی - http://chaporast.blogspot.com )


18 آبان 1387

15 June 2007

پاسخ دولت انگلستان ب سايت ديدگاه

دولت انگلستان به ما اطمينان مي دهد که درسهاي لازم را آموخته است،
سوال اين است که آيا ما و مردم ايران به اين تعهد باور داريم؟


پاسخ دولت انگلستان
به کاربران سايت ديدگاه (سايت بحران)

علی ناظر
http://www.didgah.net/

همانطور که بخاطر داريد در پي اسير شدن پرسنل نيروي دريايي انگليس، و متشنج شدن روابط حسنهء دولت انگليس با رژيم ايران، سايت بحران نتيجهء اولين پروژه خود - تهيه توماري که مخاطب آن توني بلر نخست وزير انگليس بود، را گزارش کرد [1]. در اين نامه که تنها در عرض 2 روز ( آخر هفته) از حمايت 100 نفر با اسم و رسم و محل اقامت واقعي (بدون استفاده از اسامي مستعار) برخوردار شد، امضا کنندگان بر 4 محور اصلي تأکيد داشتند:

1- مردم انگليس يا مردم ايران را بايد از سياستمداران جدا کرد..
2- رژيم اسلامي تروريست و ضد خلق است و بايد در کليت تغيير کند.
3- سياست هاي دولت توني بلر دست رژيم اسلامي را در پيشبرد اعمالش در خاورميانه باز گذاشته است.
4- جنگ محکوم است، و امضا کنندگان با دخالت نظامي بيگانگان مخالفند.

2 روز پس از ارسال نامه، در تاريخ 4 آوريل نامه اي از دفتر توني بلر به اين مضمون دريافت شد:

«.... نخست وزير از من خواسته است که از شما بخاطر نامه و ضميمه اي [منظور ليست اسامي است] که ارسال کرده ايد تشکر کنم. ايشان از توجه شما و اينکه زحمت کشيده و نامه نوشته ايد ابراز خرسندي کرده و تذکر دادند که به نکات مندرج در آن نامه توجه لازم مبذول شود. ايشان همچنين توصيه فرمودند که نامهء شما به وزارت خارجه [ميز ايران] ارسال تا آنها هم از نکات مندرج در نامهء شما مطلع شده و در صورت لزوم پاسخ مبسوط ارائه دهند.... – امضا: »

با وجوديکه اين نامه در 4 آوريل دريافت شده بود، من ترجيح دادم که تا دريافت پاسخ وزارت خارجه گزارشي به شما ياران ندهم.
در تاريخ 7 ژوئن 2007، از وزارت خارجه [گروه هماهنگ کننده – ايران] يک نامهء دو صفحه اي دريافت شد. که مضمون و خلاصهء آن به شرح زير است:

« ... با تشکر از نامهء شما به نخست وزير در ارتباط با دستگيري پرسنل دريايي و قايق آنها بوسيلهء نيروهاي ايراني در تاريخ 23 مارس 2007 که [نامه از طريق دفتر نخست وزير] در تاريخ 21 مه 2007 دريافت شد [جهت توجه کاربران ما يک کپي از نامه را در همان 2 آوريل مستقيما به iهوزارت وزارت خارجه ارسال کرده بوديم].
ما کاملا مطمئن هستيم که پرسنل ما در آبها عراق و تحت مصوبات ملل متحد و بنا به درخواست دولت عراق، انجام وظيفه ميکردند. همانطور که مي دانيد اسرا آزاد شده اند. آزادي آنها تنها از طريق ديپلماتيک [در تهران و لندن] و بدون هيچگونه مذاکره و يا معامله، صورت گرفت. ما در اين رابطه از حمايت ملل متحد، اتحاديهء اروپا و بسياري از هم پيمانانمان برخوردار بوديم...»

نامه در ادامه به موضعگيري هاي علني وزير دفاع در 16 آوريل و 24 آوريل اشاره کرده و به تشکيل دو کميتهء حقيقت ياب تحت مديريت/رياست ژنرال فولتن و ديگري زير نظر توني هال اشاره ميکند و در پايان مي نويسد که

«... به شما اطمينان مي دهيم که درسهاي لازم آموخته شده و گامهاي لازم در آينده برداشته خواهد شد... امضا».

همانطور که مستحضر هستيد دولت انگلستان به ما اطمينان مي دهد که درسهاي لازم را آموخته است، سوال اين است که آيا ما و مردم ايران به اين تعهد باور داريم؟

علي ناظر 24 خرداد 1386