01 July 2008

چرا کورش زعیم را نشانه گرفته اند؟ / پرویز هراتی نژاد

چرا کورش زعیم را نشانه گرفته اند؟

پرویز هراتی نژاد

گروهی چشم تنگ و بهانه جو این روزها بد جور به پرو پای مهندس کورش زعیم پیچیده اند . برای مهندس زعیم البته این مسئله جدید نیست. کورش زعیم بتازگی خون تازه ای در رگهای جبهه ملی روان کرده بود و این کار وی نه حکومتیان را خوش آمد و نه چشم تنگانی را که دیدند چگونه این مرد با شجاعت گوی سبقت را از سربداران برد و بار دیگر نام جبهه ملی ایران را بر سر زبانها انداخت و پویایی این جریان را به رخ همگان کشید. بیاد داریم در سرزمینی که بسیاری سر ببالین خود می گذارند چگونه این مرد در کنار پرویز ورجاوند سینه خود را آماده شکنجه ها و توهینهای دژخیمان جمهوری اسلامی قرار داد تا نام ایران را رساتر فریاد زنند. مبارزه جانانه و شانه به شانه وی در کنار دکتر پرویز ورجاوند امید تازه ای را در پاسداشت میراثهای فرهنگی و باستانی سرزمین آهورائیمان ایران به همراه داشت.

اینک بار دیگر کورش زعیم مورد شماتت چشم تنگان و تنگ نظران قرار گرفته است . بیاد داستانی افتادم در ارتباط با منصور حلاج . حلاج فریاد ان الحق زدو فرمان مرگ وی صادر کردند. مردمان نادان دور حلاج جمع شدند با سنگ و کلوخ بر وی تاختند. دریغ از یک آه که حلاج را به زحمت اندازد. در این میان جنید گلی را بر حلاج حواله کرد. فریاد درد حلاج برخواست. مردمان شگفت زده شدند که ای مرد اینچنین سنگ درشت بر تو می اندازیم آخ نمی گوی به پرتاب یک گل از سوی مرادت فریادت به آسمان برخواست؟

حلاج ندا داد: آن سنگ که شما بر من می اندازید بر شما می بخشم چون می دانم که نمی دانید اما این گل که این مرد بر من می افکند مرا به درد می آورد زیرا او می داند و می اندازد.

بروید در گوگل و بنویسید :کورش زعیم و جستجو کنید تا بدانید زعیم کیست.

نامه کورش زعيم به منوچهر متکی: هزاران نفر از مردم ايران در تهران و ديگر شهرها عملا شما را با تظاهرات گسترده خود از مقامتان خلع کرده اند./ دکتر پرویز ورجاوند از رهبران جبهه ملی ایران در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: روز جمعه حدود ساعت دوازده گروهی ظاهرا از وزارت اطلاعات به منزل ایشان مراجعه می کنند، مدتی کتابها و نوشته ها و غیره را بررسی می کنند، بخشی از آنها را همراه با کامپیوتر ایشان و دیگر وسایل را برمی دارند و با خود ایشان می برند؛ یک تماس تلفنی یک دقیقه ای گرفتند که ایشان در زندان اوین نگهداری می شود. دکتر ورجاوند علت بازداشت مهندس کورش زعیم را بنا بر تفهیم اتهام او، عضویت در جبهه ملی ایران ذکر می کند و از افزایش فشارها بر این جبهه می گوید.

کورش زعیم عضو شورای مرکزی جبهبه ملی ایران بازداشت شد: مصاحبه با پرویز ورجاوند نازي عظيما

بنا بر گزارش ادوارنیوز کورش زعیم عضو شورای مرکزی جبهبه ملی ایران بازداشت شد. دکتر پرویز ورجاوند از رهبران جبهه ملی ایران در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: روز جمعه حدود ساعت دوازده گروهی ظاهرا از وزارت اطلاعات به منزل ایشان مراجعه می کنند، مدتی کتابها و نوشته ها و غیره را بررسی می کنند، بخشی از آنها را همراه با کامپیوتر ایشان و دیگر وسایل را برمی دارند و با خود ایشان می برند؛ یک تماس تلفنی یک دقیقه ای گرفتند که ایشان در زندان اوین نگهداری می شود. دکتر ورجاوند علت بازداشت مهندس کورش زعیم را بنا بر تفهیم اتهام او، عضویت در جبهه ملی ایران ذکر می کند و از افزایش فشارها بر این جبهه می گوید.

نامه کورش زعیم به شرکت برادران وارنر(فیلم 300)

کورش زعیم: تا کجا باید سقوط کنیم تا همه ما سوخته دلان باور کنیم که راه پیشرفت رو به عقب نیست
محمدعلی دادخواه، وکيل مدافع زعيم در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"،اتهام موکلش را اقدام عليه امنيت ملی عنوان کرد .

سدسازی و میراث فرهنگی؛کورش زعیم

پیام کورش زعیم به جشن مهرگان جوانان ( جبهه ملی ایران )در قبرس

27 June 2008

آژانس خبری کوروش # کورش زعیم





درباره بیانیه هشدار جبهه ملی
گفتگو
با کورش زعیم


آژانس خبری کوروش



آژانس خبری کوروش:
آقای زعیم، بیانیه اخیر هیئت های اجرایی و رهبری جبهه ملی ایران باعث پرسشها و اظهار نظرهای زیادی شده که هیچکدام در دفاع از بیانیه نیست. بیشتر صاحب نظران انتقاد می کنند که موضع بیانیه شایسته یک سازمان قدیمی مانند جبهه ملی نبوده است. شما چه پاسخی در برابر این انتقادات دارید؟

کورش زعیم:
من گستردگی و عمق انتقادات را می دانم و درک می کنم، همینطور هم اکثریت اعضای هیئت رهبری. ولی باید توجه داشت که در جبهه ملی ایران رای اکثریت حاکم است و کسی نمی تواند به صرف اینکه رای مخالف داده، از گذاشتن نام خود زیر بیانیه ای که اکثریت عددی اعضای دو هیئت در یک نشست مشترک تصویب کرده اند جلوگیری کند. این با اصول دموکراسی مغایرت دارد. مثلا، نام آقای امیرانتظام، با وجود اینکه در آن نشست حضور نداشتند درج شده است. شخصیت هایی مانند دکتر باوند، دکتر رشیدی و بانو دکتر اردلان همچون خود من بایستی که تسلیم رای اکثریت می شدند. حتا آقای دکتر سعیدی هم که اظهار کردند که دادن بیانیه هیچ ضرورتی نداشت.

پرسش:
انگیزه صدور چنین بیانیه ای چه بوده و چرا جبهه ملی خود را همردیف دو نفر عضو ساده کرده و خود را در موظف دانسته بجای تذکر درون سازمانی پاسخ سرگشاده بصورت «هشدار مهم!» بدهد؟

کورش زعیم:
در هر سازمان سیاسی طیف های فکری متفاوتی وجود دارد و هرکدام روش های حفظ جایگاه و حیثیت سازمان را از دیدگاه خود ارزیابی می کنند. جبهه ملی هم از این قاعده مستثناء نیست. برخی بر این باور هستند که با هر ناهنجاری و هر اظهارنظری که نادرست باشد و یا در راستای منافع سازمانی نباشد، باید مقابله مستقیم و علنی کرد تا بقیه در گفتار خود دقت بیشتری بکنند. برخی دیگر باور دارند که اینگونه ناهنجاری ها در هر سازمانی در هر جای جهان رخ می دهد، و در حالیکه ما هر ناهنجاری سازمانی را باید بطور درون سازمانی به سوی هنجار شدن هدایت کنیم، توجه و انرژی ما باید به سوی هدفهای والای جبهه ملی که همانا مبارزه برای آزادی های مدنی، حاکمیت ملی و سعادت ملت ایران است معطوف باشد. . البته تیتر بیانیه هرگز مطرح یا به تصویب نرسیده بود و ما تا کنون حتا برای بیانیه های هشداردهنده خود علیه جمهوری اسلامی در موضعگیری های بنیادین و سرنوشت ساز ملی هم از واژه «مهم" استفاده نکرده بودیم.

آژانس خبری کوروش:
در بیانیه به برخی رسانه ها حمله شده که بطور مشکوک خواسته اند جبهه ملی را بکوبند، آیا باید رسانه ها را به خاطر ناتوانی اعضای سازمان در پاسخ دهی محکوم کرد؟

کورش زعیم:
در مورد رسانه ها نیز همین دوگانکی پنداری وجود دارد. برخی باور دارند که فقط باید با رسانه هایی طرف سخن شد که منافع و احترام سازمانی ما را رعایت کنند. برخی دیگر، مانند خود من و تقریبا همه اعضای هیئت رهبری جبهه ملی ایران، بر این باور هستیم که در شرایط خفقان خبررسانی و بایکوت جبهه ملی ایران توسط رسانه های درون کشور، ما باید از هر روزنه ای برای بیان عقاید و مواضع خود بهره ببریم و پرسشگران رسانه ها هیچ تعهدی در رعایت احترام شخصی و سازمانی ما، بیش از آنچه در این صنف متعارف است، ندارند. در واقع، پرسش های دشوار را مطرح کردن و پیچاندن شخصیت هایی که خود را صاحب نظر سیاسی می خوانند از هنرهای برجسته فن ژورنالیسم است. ما مصاحبه شوندگان باید خود را به سطح چیرگی بر مهارتهای آنها ارتقاء دهیم نه اینکه انتظار داشته باشیم آنها به سطح توانایی های ما نزول کنند.

البته توهم توطئه در میان ما ایرانیان بسیار قوی است. افزون بر آن، ما عادت داریم بجای پذیرش کاستی های خود، همیشه دیگران را محکوم کنیم. با وجود اینکه در برخی رسانه ها، به ویژه در تارنماهای اینترنتی، گاهی بوی مخالفت ساختاری با جبهه ملی ایران به مشام می خورد، و حتا در میان اعضای خودمان در جبهه ملی تارنماهایی هستند که برخی اشخاص و اعضای فعال و خبرساز جبهه ملی را بر پایه سلیقه و احساسات شخصی و بی توجه به منافع سازمانی و ملی بایکوت می کنند. ما هیچکدام از این عملکردها را نباید توطئه تلقی کنیم و باید به آزادی همه در بیان عقاید و سلیقه های خود احترام بگذاریم.

http://www.cyrusnews.com/news/fa

26 June 2008

سیامک مهر: می بایستی نقطهء پایانی بر این آخوند بازی، آخوند نوازی و آخوندزدگی گذاشته شود


دریوزگی از دکان آخوند

سیامک مهر





به تازگی ایمیلی دریافت کردم حاوی متن استفتاء و جوابیهء آخوند منتظری در بارهء حکم ارتدادِ جبههء ملی که از سوی آخوند خمینی صادر شده بود. در این متن می خوانیم که:
با درود و سلام خدمت جناب عالی،
همان گونه که میدانید، آیت الله خمینی به دلیل برخی اختلافات سیاسی، جبهه ملی ایران را با پیشینه ای شناخته شده و مبارزاتش در راه آزادی و استقلال کشور، مرتد اعلام کردند، در حالیکه جبهه ملی در صفوف خود متدینینی از بازار همچون آقایان لباسچی و حاج مانیان را جای داده بود. دیگر همراهان جبهه ملی نیز اگر معتقد به جدایی دین از حکومت بودند و هستند، پیوسته به باور ها و اعتقادات مردم احترام گذاشته اند و این جدایی را برای حفظ ارزش های اخلاقی دینی در جامعه لازم میدانند.
پرسش من از جناب عالی این است، که آیا اصولا میشود با یک فتوا یک تشکل سیاسی را که افرادش پیرامون یک آرمان سیاسی گرد آمده اند یکسره مرتد اعلام کرد؟
آن هم تشکلی که هیچگونه تقابلی با اصول و ارزش های دینی نداشته و در میان خود ایرانیانی با یک هدف سیاسی مشترک، اما با درجات مختلف اعتقادات مذهبی و یا اعتقاد به دیگر ادیان آسمانی را جای داده است.
از حضور شما کمال تشکر را دارم
سپس آخوند منتظری در پاسخ به استفتاء و از فراز جایگاه کبریایی خویش با تجاهل به حقیقتی تاریخی در واقع هیچگونه جوابی نمی دهد:
پس از سلام، از قصد و نیت مرحوم آیت الله خمینی در مورد سوال -اگر فرضا ثابت شود- خبر ندارم. شاید مقصود ارتداد سیاسی باشد، نه ارتداد فقهی مصطلح. والله العالم. موفق باشید.
آیت الله حسین علی منتظری
اگر اندکی تخیل داشته باشیم، در متن استفتاء تصویر چهرهء مغموم و پشیمان و گردن کج درخواست کنندهء فتوا که خود را یکی از مشتریان دکان آخوند معرفی می کند به وضوح پیداست. ظاهراً با عجز و لابه می گوید: ما غلط کردیم و شکر خوردیم که به حکم قصاص اعتراض کردیم. ما مرتد نیستیم. ما چاکر خانه زادیم. بازاری هستیم و خمس و زکات و سهم امام می پردازیم. مرحمت فرموده ما را مس کنید!
حقیقتاً هم کافی است آخوند بداند که تو خمس و زکات و سهم امام را فراموش نکرده ای. بقیه مسائل خود بخود حل خواهد شد.
برای مثال اشاره به یک فاکت تاریخی بی مورد نیست:
در مقاله ای به قلم محمد قوچانی با عنوان« امام چگونه امام شد؟» در سایت شهروند امروز به تاریخ 2008-06-14 آمده است:
« آيت‌الله پسنديده برادر بزرگ امام خميني از علاقه‌مندان دكتر مصدق و دكتر شريعتي بود كه امام همواره به ايشان احترام مي‌گذاشت و دريافت‌نظر او براي امام مهم بود. گفته مي‌شود مرحوم پسنديده( در حضور امام ) و در حضور حاج احمدآقا از مراتب ديانت دكتر مصدق تعريف كرد و شهادت داد كه وي خمس و زكات و سهم امام را پرداخت مي‌كرده است.»!
بنابر این از آنجا که در استفتاء جبهه ملی به وجود بازاریان متدین( که همواره خمس و زکات و سهم امام خود را به موقع پرداخت می کنند) در میان خود اشاره رفته است، به طور اتوماتیک مراتب دیانت اعضای جبهه ملی مسجل گشته و اگرچه اظهار صریحی مبنی بر عدم ارتداد ایشان در جواب آخوند منتظری مشاهده نمی شود، ولی عاقلان دانند!

و نیز نتیجهء تلویحی این نامه نگاری از این قرار است که به آخوندها پیام می رساند مبنی بر اینکه تا سال 57 سفره ای پهن بود و مثلث شیخ و شاه و بازار می خوردند و پدر رضا، پسر رضا، نوه رضا، پس یا امام رضا گور بابای هرکی نارضا! اما اشتباه تاریخی آخوندها، ایشان را به دردسری دچار کرد و در مخمصه ای انداخت که حال امثال این گروه قادرند روحانیت و دکان اسلامشان را از ورشکستگی و هزیمت و انحلال و اضمحلال نجات دهند. تفاوتش تنها در این است که در آن مثلث ما( رئیس جمهور) جای خالی شاه را پر می کنیم و با یک ارتجاع و بازگشت محترمانه، هر کسی به کار خود مشغول می شود. دستکم تا قرنی دیگر: بازاری و سرمایه دار به سیاق سابق غارتش را بکند، روحانیت مواد مخدرش را بفروشد، کارگر نان خشکش را سق بزند، معلم و کارمند نق نقشان را بزنند، دانشجو شعارش را سر دهد، آلونک نشین سوراخ های سقف بیغوله اش را ترمیم کند... ما مسلمانیم و متدین و همهء روابط و مناسبات کهن را می توانیم به خوبی بازتولید و بازسازی و تنظیم و دوباره برقرار کنیم.

گذشته از قصهء جبهه ملی اما اینروزها گویا مراجعه به مراجع و دکاکین اسلام فروشان مُد روز شده است. بروبچه های تحکیمی چپ می روند، راست می روند سر از قم و بیوت علما در می آورند و با دستبوسی ِ آخوندهای نواندیش! به دنبال دفع افسد به فاسدند.

فعالین کمپین یک میلیون امضاء از آستان علما و فقها برای کسب اندکی از حقوق و برابری هایی که سی سال پیش از این به تمام و کمال دارا بودند و توسط همین دینکاران از آنان ربوده شد، دریوزگی می کنند.

فتوای تحقیرآمیز و طلبکارانهء همین آخوند منتظری در بارهء بهاییان گویا درسی نشد تا دیگران دریابند که شکایت از آخوند به آخوند بردن، رفت و آمد و دور باطلی است که عاقبت شما را از پای در می آورد. گیرم در عوض اینکه اموالتان را مصادره کند و شما را نفی بلد نماید و یا دست و پایتان را خلاف جهت ببرد و رهایتان کند تا جان بسپارید، در مقام موجر « حق آب و گل»ی را در موطن و زادگاه خود شما به صورت اجاره به خودتان واگذار کرد و شما را از« رأفت اسلامی که مورد تأکید قرآن و اولیای دین است» بهرمند ساخت. آنوقت شما این ننگ و زندگی تحقیرآمیز را به صورت برده و موالی تا کی و تا کجا ادامه می دهید؟

اگر نیز برخی این روش یعنی استفتاء بازی را، تاکتیکی می دانند که آخوندها را در مقابل یکدیگر قرار می دهد و به تضعیف آنها می انجامد، که باید گفت هنوز یک پیچ از پیچیدگیهای سازمان مافیایی روحانیت را هم نشناخته اند. نتیجهء همهء این مراجعات به علما، پذیرفتن زعامت و ولایت دینکاران بر ملت و حقانیت بخشیدن به دخالت های رذیلانه و سود جویانه و سلطهء روحانیون در حوزه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است.

رژیم ولایت فقیه با حصر خانگی و مظلومیتی که برای آخوند منتظری ساخته است، یکی از شرکای خود را در موقعیتی قرار داده که معترضان و مخالفان وضع موجود را به اصطلاح عامیانه سر کار بگذارد و این توهم را ایجاد کند که وجود«آخوندِ بد و آخوندِ خوب» واقعاً واقعیتی است! همانطور که متأسفانه این ترفند و مکر و حیله در بین عوام و در افواه به درستی جا افتاده است.

فکر عوامانهء وجود آخوند بد و آخوند خوب، بیچارگان و ستم دیدگان مستأصل دستگاه ظلم و جور و جفای آخوند و اسلام را مابین چند اسلام فروش ریاکار و شیاد و شارلاتان همچون توپ بازی دست به دست و پاس پاس می کند. بعضی را گمان بر این است که آخوندهای حاشیه نشین که مستقیماً در دستگاه ولایت فقیه سمت و پست غارتگرانه ای ندارند، همان آخوند های خوبند. غافل از اینکه حتا در یک مورد سراغ نداریم که یکی از همین آخوندهای خوب، بربریت حکم سنگسار و توحش حکم قصاص و چشم درآوردن و دست و پا بریدن و تجاوز به حقوق زنان و حجاب اجباری و امثالهم را تقبیح کرده باشد.

می بایست در یک جایی نقطهء پایانی بر این آخوند بازی، آخوند نوازی و آخوندزدگی گذاشته شود.

رجوع به آخوند ها و مراجع و آیت الله های قم و مشهد و اصفهان و نجف، چه از سوی عوام بیسواد و ناآگاه و اسلام زده ای باشد که به جهت تقلید و رفع اشکالات دینی و مسئلتن مسئلتن صورت گرفته باشد و چه آنکه از طرف سیاسیون و دانشگاهیان و اصطلاحاً روشنفکران با مضمون استفتاء و رهنمود بوده باشد، در هر صورت اعترافی است از جانب افراد صغیر و ناتوان و علیل که قادر به ادارهء زندگی خود نیستند و اموراتشان بدون ولی و سرپرست سپری نمی شود.


خبرگزاری جبهه ملی ایران / بیژن مهر: جبهه ملی ایران به کجا میرود؟



سمینار جبهه ملی در دانشگاه مریلند که به نام اسطوره مقاومت مهندس عباس امیر انتظام برگزار شد فصل تازه ای را برای اپوزسیون و بویژه جبهه ملی ایران در خارج و داخل کشور گشود.نزدیک به ۶۰ مقاله٬سخنرانی ,مصاحبه و نظر تا امروز در مورد این سمینار , برای نشستهای خارج از کشور یک رکورد محسوب میشود و نیازمند یک جمع بندی مختصر برای پویایی و ادامه گفتمان ضرورت همبستگی ملی میباشد .



جبهه ملی ایران به کجا میرود؟

بیژن مهر




سمینار چگونه برگزار شد؟
---------------------------

برگزاری سمینار جبهه ملی در دانشگاه مریلند با بازتاب گسترده و غیر منتظره ای روبرو شد.کیفیت مباحث و گستردگی آنها نوید از هوای تازه ای از گفتگو را میدهد که حتما دلیلش ارتباط بهتر با فعالین ومبارزین داخل کشور است.ایران همیشه حال و هوای دیگری دارد .گذشته از استقبال مطلوب از این سمینار , سخت ترین منتقدان نیز که میگویند این سمینار به جایی نرسید و ثمری نداشت در همان سطور معترف میشوند که این سمینار تولید موج کرده و آب در لانه مورچگان ریخته است(1)* .

انکار تاثیر این سمینار در اپوزسیون و برای جبهه ملی ایران٬ غير اصولی است.اجازه بدهید به عنوان یک عضو از جبهه ملی ایران که نقشی کوچک در برگزاری این سمینار داشت , نکاتی را روشن سازم .هدف سمینار نگلاهی از درون به اپوزسیون بود یعنی انداختن نوری بر تاریکخانه اپوزسیون .عنوان این سمینار"ضرورت همبستگی نیروهای ملی ودمکرات برای استقراردمکراسی و حقوق بشر در ایران" بود .آیا ضرورتی هست ؟ و اگر هست اولویت در چیست ؟. اما در عین حال باید دید نیروهای پا به سن گذاشته اپوزسیون در چه وضعیتی هستند. آیا جنجال و مغلطه و فرصت طلبی و محافظه کاری های معمول در این اپوزسیون کمکی به روند دمکراسی در ایران میکند؟ .
آیا نیرویی در اپوزسیون وجود دارد که مایه نگرانی جمهوری اسلامی شود ؟.برای این منظور و یافتن پاسخی به این سئو الات , از فعالان سیاسی , صاحبان اندیشه و متخصصان از طیف های مختلف سیاسی دعوت به عمل آمد, غیر از طیف راست وسلطنت طلب. دلیل آنهم نقش کم اهمیت آنان در شرایط فعلی و همچنین برای جلوگیری از حملات و بحث های بیهوده و حاشیه ا ی باتوجه به تجربه اجلاس واشنگتن در سال ۲۰۰۳ بود.در این میان نیروهای چپ با ترفندهای نه چندان محترمانه در این سمینار شرکت نکردند ٬یکی از آنها تا آخرین روزها وعده آمدن میداد و زمانی عذر خواست که دیگر مجالی بر ای دعوت از کس دیگری نبود.شاید دعوت جبهه ملی و اصرار بر تمامیت ارضی در این عدم شرکت بی تاثیر نباشد. از سوی چپها تنها عکس العمل مقاله اقتصادی وحید ولی زاده از ایران بوده است*(2) .
از نیروهای ملی و دمکرات علاوه بر اعضای جبهه از شخصیتهای مستقل و ناوابسته سیاسی مثل دکتر نوری علا و پرویز دستمالچی ,از فعالین زن فیروزه فولادی و همچنین از انجمن آینده نگر احمد تقوایی و بخشی از جمهوریخواهان دعوت به عمل آمد که متاسفانه برخوردهای شخصی و درونی اتحاد جمهوریخواهان مانع از شرکت برخی از آنان شد هر چند که دکتر برقعی از همین تشکل با تفکری نزدیک به نهضت آزادی حضوری پر رنگ داشت.متاسفانه و با کمال شرمندگی به خاطر مشکلات فنی , غنیمت شنیدن نظرات نازنین یاران جبهه , دکتر هادی زمانی و علی رضا نوری زاده از دست ما رفت .اما گرانیگاه این نشست حضور پر بار کوروش زعیم٬ عبدالله مومنی و حمیدرضا خادم بود بیشترین واکنشها را داشت و به گستردگی گفتمان کمک کرد . پخش مستقیم سمینار از شبکه ماهواره ای و اینترنتی ٬وسعت زیادی به آن داد و برای اولین بار در تاریخ نشستهای جبهه ملی , این اقدامات و ابتکارات صورت گرفت .



کدام جبهه ملی در خارج کشور؟
----------------------------------

در کنار تمام مبا حث باید به ضجه های کودکانه آنانی که" اسباب بازی جبهه ملی" خود را در خطر دیدند و انواع حیله ها برای مطرح کردن خود و منحرف کردن گفتمان آغاز شده در سمینار را به کار بردند ٬پرداخت. چرا که بیشترین نور بر تاریکخانه آنان پرتو افکند و برای اولین بار بک بحث جدی و کارساز از جانب جبهه ملی در خارج مطرح شد که در توان فکری و عملی کسانیکه در رویای رهبری خود در خارج از کشور غرق شده اند نبود.
عملکرد وکارنامه این افراد برای اغلب دست اندرکاران اپوزسیون روشن است ولی به خاطر غلبه فرهنگ تعارف و رودربایسی بر فرهنگ منطق و خرد تا کنون کسی به این کارنامه سراسر مضحکه اشاره ای نکرده است . تنها به چند مورد از این کارنامه "کمدی درام" اشاره میکنم تا صحت گفتارم ثابت شود. در تاریخ 2/3/08بعد از برگزاری "اولین کنگره سازمانهای جبهه ملی خارج از کشور " خبر آن اعلام میشود یعنی هیچکس از برگزاری این کنگره اگاه نبود تا بعد از برگزاری آن!!. چند روز بعد رئوس برنامه سیاسی تدوین شده این کنگره مخفی از جانب ۳ نفر هیئت اجرايیه اعلام میشود که چیزی نبود غیر از کپی برداشتن از بیانیه " چشم انداز جبهه ملی در خارج از کشور "که قبل از برگزاری کنگره اروپایی جبهه در نوامبر ۲۰۰۷ از سوی یاران ما انتشار یافته بود *( 3)و جالب تر ازهمه روز بعد از اعلام این برنامه از روی لجبازی از سوی ۲ نفر دیگر , یعنی رئیس و نایب رٰئیس کنگره کذایی,ابن برنامه تکذیب میگردد!!*(4).
به طور حتم چنین رویدادی در تاریخ کنگره های جهان بی نظیر است.لازم به توضیح است که این کنگره مخفی یک پیش کنگره علنی هم چند ماه قبل از آن داشت که صحبت از شرکت دختر خانم دیک چینی معاون ٰرئیس جمهور آمریکا در آن نیز شده بود و این مطلب را یکی از همین آقایان در ۱برنامه تلوزیونی صدای آمریکا بیان کرده بود. در همان برنامه این آقا با مجری برنامه آقای بیژن فرهودی درگیری لفظی پیدا میکند . تو گویی که مجری برنامه با توطئه گران و با گردانندگان کودتای ۲۸ مرداد سر وسری دارد ! . بیشتر بحث ایشان نیز در مورد کودتا میگذرد در صورتی که موضوع برنامه چیز دیگری بود و بدین سا ن ایشان مهارت خود در روابط عمومی را به نام جبهه ملی به نمایش میگذارد .این از قسمت کمدی اما برویم بر سر درام:در ایران آقای مهندس کوروش زعیم فعالترین عضو جبهه ملی ایران است که مورد احترام جامعه جهانی میباشد و این در زمان مدت زندانش ثابت شد . اتحادیه اروپا و بسیاری از نهاد های بین المللی خواستار آزادی او شدند. راه و روش ملی و تلاش های فرهنگی او برهیچکس پوشیده نیست . آقای کورش زعیم مورد سانسور خبری این آقایان قرار گرفته است.جالب اینجاست که این جبهه ملی ۶ نفره صاحب ۳ سایت است که مدعی ملی و ملیون و آزادی هستند اما ورود اخبار مربوط به آقای زعیم در هر ۳ سایت ممنوع است , بدون هیچ توضیحی . به مضحکه کشیدن و بی احترامی به آزادی و ملیون ٬ دراماتیک تر از این نمی شود.چرا کورش زعیم از جانب آقایان بایکوت خبری میشود؟ . به تمام اینها زبان غیر جبهه ای در اعلامیه های صد من یک غاز و چند صفحه ای , تماما به فارسی با ذکر نام و عنوان سازمانی و همچنین مقالات توهین آمیز با زبانی نازیبا را اضافه کنید تا بخشی از تصویر کاریکاتور ملی نمایان شود .این تنها چند مورد از قصه کمدی درام "سازمانهای جبهه ملی خارج از کشور " است.کدام سازمان؟.

با وجود این یاران ما چندین بار برای حفظ آبروی جبهه ملی تلاش کردند با این حضرات به گفتگو بنشینند تا شاید این مضحکه به پایان رسد و به جای این اتلاف وقت به جنبش های درون کشور مثل کمک به کمپن ۱ ملیون امضا و جهانی کردن مسئله زنان و اعتلای فرهنگ و تمام کارهایی که اپوزسیون هوشمند در توان خود دارد . پرداخته شود. آخرین تلاش یاران ما حدود ۵ ماه پیش در لس آنجلس صورت گرفت . تنها شرط ما قبول اصل ۱ نفر ۱ رای و حاکمیت رای اکثریت است که مورد قبول هیچ یک از آقایان قرار نگرفته است و این دعوت همچنان باز است و با این قواعد هر کس که میخواهد میتواند قاضی شود . کینه شدید آنان از زنده یاد دریاداردکتر احمد مدنی و تفکرات دمکرات او ٬ هنوز گریبان گیر آنان است و در نوشته هایشان از هیچ بی حرمتی به او مضایقه نمی کنند.دکتر مدنی خواهان برداشتن مرز خودی و غیر خودی اما مرزبندی منطقی با دیگر نیروها ی دگر اندیش بود . او جوانگرایی و نواندیشی را اجتناب ناپذیر میدانست و آز جوانان در داخل و خارج از کشور به هر نحوی که میتوانست حمایت میکرد ودر این راه کوشا بود. اما جوانگرایی و نواندیشی و خرد ورزی برای "ملی -مضحکی ها "ترس دارد که مبادا کنار گذاشته شوند و دیگر قائم به مقامی نباشند و یا در عزم راسخشان در رهبری جبهه خللی وارد آید.استاد ادیب برومند میگوید "جوانها به این جبهه بپیوندند و پیوند به سالخوردگان بزنند که تدبیر پیر و تکاپوی جوان می تواند بسیار کارساز باشد." ٬اما این گفته رهبر جبهه ملی نیز بر آقایان کارگر نیست و احترام و اعتقاد اقایان به ایشان که حود مدعی آن هستند هم در زیر سئوال است.

نو گرایی و جوانگرایی وحمایت از تمام نیروهای ملی در درون کشور در دستور کار آنان نیست و دلیلش را هم نمی گویند.در این جا لازم است انتقادی ازتشکل خودمان یعنی جبهه ملی ایران در آمریکا صورت گیرد.حدود ۴۰ نفر ازیاران ما در آمریکا هنوزبا احترام به تفکرات دکتر مدنی در تلاش برای ادمه پروسه دمکراسی در ایران و برای اعتلای جبهه ملی و آرمان های دکتر محمد مصدق٬فعال هستند.این گروه بدون جنجال دست به کارهای بزرگی زده اند که تاکنون بازتاب مناسبی نداشته و این چنین است که برخی با عبارات کدام جبهه ملی و چه کارهایی انجام شده مدعی چند شاخه گی و بی عملی جبهه ملی در خارج از کشور شده اند که درست هم میگویند اما آیا تا به حال نگاهی منصفانه به فعالیت های این گروه ها کرده اند؟ و تفاوت کار جدی سیاسی با جنجال و اعلامیه های زوری در چند سایت را میدانند؟ .جمع آوری مبلغ ۵۰۰۰ دلار برای ترمیم و نگهداری آرامگاه مصدق ٬کمک به خانواده های زندانیان سیاسی و دانشجویان و برگزاری سمینار ۳ روزه ملی شدن صنعت نفت در دانشگاه برکلی در سال گذشته برای جلب دانشجویان و جوانان از جمله فعالیتهای جبهه ملی ایران در آمریکا بود که انعکاس چندانی نداشت و مورد انتقاد است.از دست آورد های سمینار دانشگاه مریلند علاوه بر بازتاب وسیع آن , از دادو فریاد های کیهان در تهران و هیئت سینه زنان کودتای ۲۸ مرداد در خارج تا نقد های دوستانه و ابراز محبت دوستان در خارج و داخل از کشور*(5) باید به علاقه چند تن از افراد صاحب نام و فعال برای همکاری با جبهه ملی اشاره کرد که در سمینار های بعدی اثرات آن مشخص خواهد بود.


جبهه ملی ایران به کجا میرود؟
------------------------------------

روز قبل از سمینار در ۳۰ ماه می , نشست داخلی جبهه به نام آقای ادیب برومند برگزار گردید و نتایج مهم آن این بود که پیدا کردن" فصل مشترک" با دیگر نیروهای ملی و دمکرات در دستور کار و "نوگرایی و جوانگرایی "در اولویت قرار گرفت تا روند تلاش برای دمکراسی در خارج از کشور با نسل فعلی به فرجام نرسد . اما سخنی با منتقدان ۲ آتشه جبهه ملی به خصوص منتقدان جبهه ملی در ایران :
تهران داستان دیگری است٬آنجاست که سوزان است و هزینه گزاف.ما به آنانی که با وجود فشار پلیسی حکومتی که سابقه جلادی ملیون را دارد و همچنین فتوای مرتد بودن جبهه ملی ٬این جامه مقدس ملی را برتن میکنند و شجاعانه از منافع ملی دفاع میکنند ارج مینهیم و شرایط عینی داخل کشور با خارج را متفاوت میدانیم . در ضمن شانتاژها و جوسازی ها در خارج از کشور نیز کمکی به وضعیت موجود در داخل و خارج از کشور نمی کند.
جبهه ملی ایران در آستانه یک باز بینی کلی و اجتناب ناپذیر است و پروسه جواگرایی در حال وقوع . هردو اینها لازمه بقای این بستر ملی است که در حساس ترین مواقع تاریخ معاصر ایران به دلیل منش متعادل خود به خدمت گرفته شده است و مجبور است برای بقای خود در این مسیر حرکت کند. با توجه به این موارد به دوستان خود که میدانیم دل در گرو مصدق و جبهه ملی دارند و با نگاهی موشکافانه به ان مینگرند میگویم که شک کردن به منش ملی آقای زعیم وآقای امیر انتظام که برای آزادی و عدالت اجتماعی هزینه های گزاف پرداخته اند ودرون یک سیستم و سازمان سنتی و نه چندان مدرن و محتاج به بازبینی برای دمکراسی مبارزه میکنند , موردی ندارد و هنوز ماجرا های پشت پرده اعلامیه اخیر صادر شده از ایران مشخص نیست .جبهه ملی از نقد خود هراسی ندارد چرا که حسابش پاک است و میداند که تا به نقد کشیده نشود پیشرفت نخواهد کرد .سمپاشی و یاوه گویی های ۲ رژیم شاه وشیخ بر علیه جبهه ملی بی اثر بوده و محبوبیت جبهه و مصدق بویژه در میان جوانان بر کسی پوشیده نیست . اما با شفاف سازی ٬نو گرایی و با اعتقاد و تبلیغ آرمانهای دکتر مصدق میتوان ظهور دوباره جبهه و نقش مهم آن در روند دمکراسی را تضمین کرد و این راهی است که جبهه ملی ایران محکوم به پیمودن آن است. نام های اشکان رضوی٬افشین جعفر زاده ,آرش رحمانی و حمید رضا خادم و صدها جوان دیگر که جبهه ملی ایران ریشه در قلب آنان دارد و آینده جبهه ملی در دست آنان است را به خاطر بسپارید . آنها ممکن است اشتباه کنند ولی میدانند که اولین قدم در جبران اشتباه , انتقاد از خود است.جبهه ملی شخصیتهای خود همچون دکتر بختیار٬دکتر سنجابی و دکتر مدنی را ارزشمند میشمارد که شاید در زندگی سیاسی خود اشتباهی کردند اما خیانت هرگز.


بوستون-آمریکا
6/24/08
____________________________________________
1*"انتقادات" دکتر نوری علا و مهر آسا
http://www.jminews.com/news/fa/?mi=34∋=4664
http://www.jminews.com/news/fa/?mi=34∋=4639
*2مقاله وحید ولی زاده
http://www.jminews.com/news/fa/?mi=34∋=4665
3*چشم انداز جبهه ملی در خارج از کشور
http://www.jminews.com/news/fa/?mi=34∋=4104
*4برنامه کنگره مخفی و تکذیب راسخ افشار و داورپناه
h
ttp://www.jebhemelli.net/htdocs/statements/2008/INF-Abroad_PoliticalProgram.htm
http://www.iranliberal.com/bayaneh/JMI_KHAREJ_etelaie.htm
*5مقالات دکتر لاجوردی و سام قندچی
http://www.jminews.com/news/fa/?mi=34∋=4677
http://www.jminews.com/news/fa/?mi=34∋=4656
______________________________________
برای خواندن تمام مقالات ازصفحه سمینار ملی دیدن کنید
http://www.jminews.com/news/fa/?mi=34


http://www.jminews.com/news/fa/?mi=34&ni=4681
خبرگزاری جبهه ملی ایران

25 June 2008

آفتابکاران: انگلستان، سازمان مجاهدین خلق ایران را از لیست گروههای تروریستی ممنوعه حذف كرد



انگلستان، سازمان مجاهدین خلق ایران را
از لیست گروههای تروریستی ممنوعه
حذف كرد


آفتابکاران


خبرگزاری آسوشیتدپرس: ا نگلستان، سازمان مجاهدین خلق ایران را از لیست گروه های تروریستی ممنوعه حذف كرد. بعد از 7 سال فعالیت توسط اپوزیسیون ایران، روز دوشنبه، قانونگذاران انگلستان بطور رسمی نام مجاهدین خلق ایران را از لیست گروه های تروریستی ممنوعه خارج كردند. این تصمیم به سازمان مجاهدین خلق ایران، آزادی بیشتری برای فعالیتهایش در انگلستان میدهد.
بارونس انجلا هریس(Angela Harris) ، از حزب لیبرال دمكرات و از مسئولین این حزب در مجلس اعیان كه از این تصمیم حمایت می كند گفت: بعد از سال ها انتظار، سال های متمادی مبارزه و بسیاری فراز و نشیبها بالاخره دولت ما چشم به واقعیت گشوده است.
حامیان سازمان مجاهدین خلق ایران گفتند آنها اكنون به‌دنبال تصمیم دادگاه بریتانیا، از اتحادیه اروپا انتظار دارند كه موقعیت حقوقی این سازمان را مورد بازبینی قراردهند. لرد استیون بسام (Steven Bassam ) گفت فكر می‌كنم عجیب خواهد بود اگر آنها توصیه ما را عملی نكنند».
معاون وزیر كشور بریتانیا تونی مك‌نالتی(Tony McNulty ) روز دوشنبه گفت قانون خارج ساختن این گروه از لیست سازمان های لیست‌گذاری شده در این هفته به اجرا گذاشته می‌شود

سینمای آزاد: چند واکنش به "سکوت" معنا دار پروژه یکی بود ویکی نبود






واکنش به پروژه یکی بود ویکی نبود

سینمای آزاد

برگذارکنندگان برنامه ای با عنوان یکی بود ویکی نبود ، که 80%خوراک پروژه شان را ازهنرسانسور فراهم آورده اند جو خارح از کشور را حیلی همراه تصور می کردند. اما واکنش های شدید به این پروژه غافلگیرشان کرد، تا حدی که سخنگوی این بساط« ماریا صبای مقدم» که وظیفه دارد جوابگوی سئوال ها وتردیدها باشد به سکوت معنا دار خود ادامه می دهد . اعتراض به این یرنامه دارد گسترش می یابد. سایت ها وبلوگ هاهم برای بررسی «یکی بود ویکی نبود» ستون هایی را گشوده اند.ما واکنش هابه این برنامه -تا تاریخ18 یونی- را در این بخش،به ترتیب انتشارشان منعکس میکنیم . اگر هیج نطر موافق از کسانی که سهمی در برنامه ندارند را نشر نمی دهیم به این دلیل است که تاآنجا که ما مطلع هستیم تا این تاریخ هیچ مطلبی در تائید این برنامه منتشر نشده است.

نام نویسندگان به ترتیب انتشار مطالبشان:

گیسو شاکری، پویان انصاری، بصیرنصیبی، نیلوفر بیضایی-شرکت کننده و موافق برنامه–نیما،
لیلا قبادی،( تورنتو)نادر ثانی،ن. مرات،هماعلیزاده( تورنتو) عباس سماکار...

http://www.cinemaye-azad.com