03 January 2007

علی اصغر سیدابادی: آیا آیین نامه ساماندهی پایگاه های اینترنتی قانونی است؟

اخیرا هیات وزیران آیین نامه ای را با عنوان آيين نامه ساماندهی پایگاه های اينترنتی ايرانی تصویب کرده است و پیرو آن معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تشکیل ستادی اقدام به ثبت پایگاه های اینترنتی می کند .


آیا آیین نامه ساماندهی پایگاه های اینترنتی قانونی است؟


علی اصغر سیدابادی
وبلاگ گروهی هنوز
http://www.hanouz.com/archives/004278.html#more



این آیین نامه به پيشنهاد مورخ 29/5/1385 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و به استناد اصل يكصد و سي و هشتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و با توجه به مصوبات جلسات (482) تا (486) و (488) شوراي عالي انقلاب فرهنگي تدوین شده است و طرفه آن که بر اساس بند الف ماده یک این آیین نامه وبلاگ ها هم جزو پایگاه های اطلاع رسانی اینترنتی تعیین و ملزم به ثبت شده اند .
بر اساس ماده 5 این آیین نامه پایگاه ها و سایت های اطلاع رسانی اینترنتی ملزم به ثبت مشخصات مربوط و ثبت هویت مدیر مسئول خود بارعایت قوانین و مقررات از جمله مقررات مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشند .

تبصره همین ماده به سایت ها یی( وبلاگ ها یی) که پیش از تصویب این آیین نامه منتشر می شده اند ، فرصتی دو ماهه برای ثبت داده است و چنان چه در این مدت ثبت نکنند ، طبق ماده 6 آیین نامه مسدود خواهند شد.

ماده 3 همین آیین نامه نیز می گوید : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ضمن مديريت،ساماندهي و نظارت بر پايگاههاي اطلاع‌رساني اينترنتي از فعاليت پايگاههاي اطلاع‌رساني اينترنتي ايراني ثبت شده و با فعاليت‌هاي مجاز و سالم در كشور حمايت مي‌كند.
درباره این آیین نامه نکات مختلفی می توان بیان کرد که مهم ترین آن ، پاسخ به این پرسش اساسی است که "آیا این آیین نامه با قانون اساسی مغایرت ندارد؟"

قانون اساسی و آیین نامه

هیات وزیران این آیین نامه را به اصل 138 قانون اساسی مستند کرده است .
اصل 138 می گوید :
" علاوه بر مواردی که هیأت وزیران یا وزیری مأمور تدوین آیین‏نامه‏های اجرایی قوانین می‌شود، هیأت وزیران حق دارد برای انجام وظایف اداری و تأمین اجرای قوانین و تنظیم سازمانهای اداری به وضع تصویب‏نامه و آیین‏نامه بپردازد. هر یک از وزیران نیز در حدود وظایف خویش و مصوبات هیأت وزیران حق وضع آیین‏نامه و صدور بخشنامه را دارد ولی مفاد این مقررات نباید با متن و روح قوانین مخالف باشد.

دولت می‌تواند تصویب برخی از امور مربوط به وظایف خود را به کمیسیونهای مشتکل از چند وزیر واگذار نماید. مصوبات این کمیسیونها در محدوده قوانین پس از تأیید رییس جمهور لازم‏الاجرا است.

تصویب‏نامه‏ها و آیین‏نامه‏های دولت و مصوبات کمیسیونهای مذکور در این اصل‏، ضمن ابلاغ برای اجرا به اطلاع رییس مجلس شورای اسلامی می‌رسد تا در صورتی که آنها را بر خلاف قوانین بیابد با ذکر دلیل برای تجدید نظر به هیأت وزیران بفرستند. "
همان طور که در این اصل دیده می شود ، تصویب آیین نامه توسط هیات وزیران به انجام وظایف اداری و تأمین اجرای قوانین و تنظیم سازمانهای اداری مشروط و محدود شده است و طبیعی است که خارج از این محدوده چنین اجازه ای داده نشده است . هم چنین تاکید شده است که این مقررات نباید با روح قانون اساسی مغایرتی نداشته باشد.

در واقع هیات وزیران در مقدمه تدوین آیین نامه را به قانونی که باید آیین نامه اش نوشته شود ، مستند نکرده است ، بلکه به حق خود برای تدوین آیین نامه اشاره کرده است ، در حالی که باید طبق نص صریح قانون اساسی در همین ماده ، این آیین نامه را باید به قانونی که تامین اجرایش نیازمند چنین آیین نامه ای بود ، مستند می شد .

ماده 24 قانون اساسی اگر چه درباره مطبوعات و نشریات است ، اما نزدیک ترین ماده به پایگاه های اینترنتی است و چنان چه خواسته شود ، در این باره با قانون اساسی فعلی تصمیمی گرفته شود ، علی القاعده با مراجعه به آن خواهد بود .
این ماده می گوید: " نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند."

همان طور که در این اصل دیده می شود ، تاکید شده است که تفصیل آن را قانون معین می کند و طبق اصل ۷۱ مجلس شورای اسلامی به عنوان قانونگذار معرفی شده است و در همین اصل و اصل بعدی تاکید شده است که مجلس شورای اسلامی نیز نمی تواند قانونی تصویب کند که با قانون اساسی مغایرت داشته باشد.

تنها قانون در این زمینه قانون مطبوعات است که بر اساس تبصره 3 ماده 1 آن که به صورت الحاقیه ای تصویب شده است " كليه نشريات الكترونيكى مشمول مواد قانون مطبوعات شناخته شده اند . از آن جا که این آیین نامه به قانون مستند نشده است ، لحاظ روش قانون نویس با قانون اساسی مغایرت دارد و روال مورد نظر در آن طی نشده است .

آیین نامه یا قانون ؟

همان طور که قانون اساسی تاکید کرده است ، آیین نامه برای تامین اجرای قانون تهیه می شود و علی القاعده به آن مستند می شود و در واقع امور اجرایی آن را توضیح می دهد ، حال ببینیم آیا با رفع کردن اشکالات شکلی و ارجاع دادن به قانون مطبوعات مشکل حل شدنی است ؟ طبق تبصره 3 ماده 1 قانون مطبوعات ، نشریات الکترونیکی نیز مشمول قانون مطبوعات هستند و در واقع این آیین نامه باید به قانون مطبوعات مستند شود و مطابق سازو کارهای آن عمل شود ، در حالی که این آیین نامه خود ساز و کارهای تازه ای ارائه کرده است که در اغلب موارد با قانون مطبوعات هم خوان نیست و گذشته از آن نهاد تازه ای تاسیس کرده است که در قانون پیش بینی نشده است . در واقع در این جا هیات وزیران در قامت قانون گذار عمل کرده است و این نیز خلاف قانون اساسی و مغایر با قوانین عادی است .

آیا وبلاگ ، نشریه الکترونیکی یا پایگاه اطلاع رسانی است؟

تبصره 3 ماده 1 قانون مطبوعات تاکید می کند که نشریات الکترونیکی مشمول قانون مطبوعات هستند ،اما در بند الف ماده یک آیین نامه ساماندهی آمده است : " پايگاه اطلاع‌رساني اينترنتي (سايت و وبلاگ): كليه مراكز موجود در شبكه اينترنت كه ارائه دهنده خدماتي مانند www و FTP هستند. " مغایرت این دو تعریف از هم چنان آشکار است که کافی است یک بار با دقت خوانده شود ، اما برای این که موضوع روشن شود ، ماده یک قانون مطبوعات که در آن نشریه تعریف شده است ، عینا نقل می شود تا مغایرت تعریفی که در این آیین نامه آمده و طبق نص صریح قانون اساسی نباید با قانون مغایر باشد ، روشن تر شود .

ماده 1. مطبوعات در اين قانون عبارتند از نشرياتي كه بطور منظم بانام ثابت و تاريخ و شماره رديف در زمينه هاي گوناگون خبري، انتقادي،اجتماعي، سياسي، اقتصادي، كشاورزي، فرهنگي، ديني، علمي، فني، نظامي، هنري، ورزشي و نظاير اينها منتشر مي شوند.
تبصره 1 ـ انتشارفوق العاده اختصاص به نشريه اي دارد كه بطور مرتب انتشار مي يابد.
تبصره 2 ـ نشريه اي كه بدون اخذ پروانه از هيئت نظارت بر مطبوعات منتشر گردد از شمول قانون مطبوعات خارج بوده و تابع قوانين عمومي است.
تبصره 3 ـ كليه نشريات الكترونيكي مشمول مواد اين قانون است.

در تعریف آیین نامه ساماندهی تعریف پایگاه اطلاع رسانی چنان وسیع گرفته شده است که شامل تمام صفحه های اینترنتی می شود در حالی که قانون به صراحت از نشریه الکترونیکی یاد می کند . شاید تدوین کنندگان این آیین نامه مخاطب را به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی ارجاع بدهند که در این صورت می توان به موارد زیر اشاره کرد:

اول این که مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی وجاهت قانون مصوب مجلس را ندارد ، یا حتی اگر برای این مصوبات وجاهتی در حد قانون نیز قائل باشیم ، در جایی که قانون مشخص وجود دارد ، نمی توان به آن ارجاع داد .

دوم این که بر فرض قبول نکردن مورد اول که نص قانون اساسی است ، مصوبه ای که به آن ارجاع شده است اگر چه عنوان " مقررات و ضوابط شبكه هاي اطلاع رساني رايانه اي " را بر پیشانی دارد ، در این زمینه سکوت کرده است و نمی توان وبلاگ ها را مشمول آن قرار داد ، ضمن این که چنین آیین نامه ای ناقض اولین بند مقدمه آن مصوبه نیز هست .

مجلسی ها و آیین نامه مغایر با قانون

در بخشی از اصل 138 قانون اساسی که به آن اشاره کردیم آمده است : " .... تصویب‏نامه‏ها و آیین‏نامه‏های دولت و مصوبات کمیسیونهای مذکور در این اصل‏، ضمن ابلاغ برای اجرا به اطلاع رییس مجلس شورای اسلامی می‌رسد تا در صورتی که آنها را بر خلاف قوانین بیابد با ذکر دلیل برای تجدید نظر به هیأت وزیران بفرستند ."

طبق این ماده این آیین نامه باید برای رییس مجلس ارسال شود تا در صورتی که خلاف قوانین بود به هیات دولت بازگردانده شود . این آیین نامه هم به لحاظ روشی و هم محتوایی ، هم با قانون اساسی و هم قوانین عادی مغایرت دارد و این مغایرت حد اقل در حوزه وبلاگ کاملا روشن است . حداقل انتظار از مجلسی ها این است که از نقض صریح قانون اساسی جلوگیری کنند .

ضمن این که قانون اساسی راه دیگری را نیز در برخورد با چنین مصوباتی پیش بینی کرده است . طبق اصل ۱۷۰ قانون اساسی قضات دادگاه‏ها مکلفند از اجرای تصویب‏نامه‏ها و آیین‏نامه‏های دولتی که مخالف با قوانین و مقررات اسلامی یا خارج از حدود اختیارات قوه مجریه است خودداری کنند و هر کس می‌تواند ابطال این گونه مقررات را از دیوان عدالت اداری تقاضا کند.

مرتبط:
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ( متن سایت شورای نگهبان - متن ویکیپدیا)
قانون مطبوعات جمهوری اسلامی ایران
جست و جوی واژه اینترنت در میان مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگ



دیدگاه های دیگران :


نسبت پاسخگويی و قدرت - داریوش محمد پور - ملکوت
سکوت در برابر طرح ساماندهی اینترنت در ایران - صنم دولت شاهی - خورشید خانم
امنیت اطلاعات ملی در طرح ساماندهی به وبلاگ‌ها و سایت‌های ایرانی- علیرضا مجیدی - یک پزشک
قانون بد غیر قابل اجرا - شایان مشاطیان - کوچ
وبلاگستان در خطر است - مهدی محسنی - جمهور
جزییات بیشتری از ثبت سایت های اینترنتی
نقدی بر سایت ساماندهی - شایان شلیله - دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران
باز هم هجمه‌ای دیگر- صادق دالوندی - منتقد
مجوز ارشاد برای وبلاگ - لیلا موری- رها
استقلال بلاگستان در خطر است !- امید محدث - حذفیات
قدم بعدی کجاست؟ - حاجی واشنگتن
اهالی وبلاگشهر، آسوده در خوابید و دیگران لالایی می گویند برایتان، بیدار شوید لطفا -حرف های خودمونی
من می ترسم،تو هم می ترسی؟ - یاداشت های یک مرد تنها
شاهکار شد! - نیک آهنگ کوثر

ظر احمد مسجد جامعی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی و عضو کنونی شورای شهر تهران درباره آیین نامه که در دیدار نامزد های اصلاح طلب با وبلاگ نویسان به آن اشاره کرد :
" در این آیین نامه فارغ از این که اصلا قابل اجرا هست یا نه به لحاظ کارشناسی حقوقی مشکل وجود دارد . مثلا بیان الحاد را جرم تعیین کرده نه ترویج الحاد را ، در حالی که در قوانین قبلی ترویجش جرم بود نه بیانش . اگر بیانش جرم باشد خیلی از آثار بزرگ را نمی توان منتشر کرد . یا مثلا نگهداری عکس و فایل و.. را هم جرم تعریف کرده که اصلا چیز عجیبی است ، مثل این است که کسی چیزی برای خودش بنویسد و بدون این که منتشر کند جرم تعریفش کنند .
من فکر می کنم که مشکل این آیین نامه بیش تر از این که سیاسی باشد ، کارشناسی و حقوقی است . "

01 January 2007

آقا ، عیسای مسیح! دیشب هم نیامدی!



-جمشید پیمان-




دینگ دانگ، دینگ دانگ ، دینگ دانگ

چراغ ها را خاموش کردیم

ستاره ها را از زمینه ی آسمان برچیدیم

یک بسته شمع

یک تکه نان

یک بوته خار

ــ با پوزشی از بنیاد جان ، آقا ، مسیح !


امسال شاخه ی زیتون نداشتیم،

باغ های زیتون لبنان دیگر باکره نیستند ،

بجایش تصویر های سید حسن نصرالله را آوردیم ــ

یک شیشه شراب خانگی ترس محتسب خورده

و یک دنیا دل منتظر

آقا، مسیح ،

از ده تا صفر هم شمردیم

دوباره شمردیم

باز هم شمردیم

باز هم شمردیم

تنها شمردیم

با هم شمردیم

اما نیامدی.

دینگ دانگ، دینگ دانگ، دینگ دانگ

آقا مسیح !

شنیده ایم

کور را چشم می بخشی

افلیج را شفا می دهی

جذامی را از مرض می رهانی

شنیده ایم

نمی گذاری سنگسار کنند

نمی گذاری دار بزنند

نمی گذاری قصاص کنند

آقا مسیح !

ما چشم براهت بودیم تابیایی

ما دوهزار و هفت سال چشم براهت نشسته ایم

دو هزار و هفت سال دیگر هم

دو هزار و هفت سال دیگر هم

تا بیایی

تا دیگر زندان نباشد

شکنجه نباشد

اعدام نباشد

سنگسار نباشد

جذام نباشد

ایدز نباشد

فاحشه نباشد

فقیر نباشد

« منتظر» نباشد

آقا ، مسیح !

ما می دانیم که:

می توان و باید

می دانیم که :

اتحاد رسم قشنگی ست

می دانیم که:

تفرقه ، می پراکند و می سوزاند

میدانیم که :

می شود همسایه را دوست داشت

می شود مسلمان بود ، مسیحی بود، یهودی بود، بهائی بود

می شود بی دین بود کافر بود بی خدا بود

می شود لیبرال بود، سوسیالیست بود، کمونیست بود

می شود جزنی بود ، حنیف نژاد بود، گلسرخی بود

می شود اشرف رجوی بود ، اشرف دهقانی بود

می شود سعید سلطانپور بود، موسی خیابانی بود

می شود اینهمه بود و باز هم بیشتر بود و با هم بود

اما آقا، عیسای مسیح !

ما اینها را خوب می دانیم و می شناسیم

ما اینها را می گوئیم و به تکرا جار می زنیم

برایشان اعلامیه می دهیم

بخاطرشان نامه های سرگشاده می نویسیم

بخاطرشان شعر می سراییم

تصنیف می سازیم

حتی بخاطرشان با هم می جنگیم

بخاطرشان اگر پا بدهد ــ که می دهد ــ

همدیگر را هم می کشیم .

اینها را از سر راستی و نه به اغراق عرض کردم

آقا !

ما اینها را می خواهیم

اما، فقط : می خواهیم

آقا، عیسای مسیح ، دارنده ی خون خدا!

ما می خواهیم و . . . تو

تو ، بر ما ببخشایشان

آقا ،

ما منتظر ماندیم

تا دوهزار و هفت

و منتظر می مانیم

تا سه هزار و هفت !


اول ژانویه 2007





Happy New Year!

Happy New Year!


بیانیه / فراخوان ...
http://bayan-ieh.blogspot.com/

زیر چتر چل تیکٌه
http://zir-chatr-40tikke.blogspot.com/

web-A-ward __ وب - آ - ورد
http://web-award.blogspot.com/

و ... چه و چه و چه
http://che-0-che-0-che.blogspot.com/

سین / جیم ... یادداشت
http://seen-jeem-40tikke.blogspot.com/

فوروم ایران و آلمان
http://deutsch-iranisches-forum.blogspot.com/

31 December 2006

به سوی 1100 دیدگاه ایرانی پراکنده در جهان

center

مستقل / اتوماتیک / بدون سانسور


گشودن 1100 پنجره
به سوی 1100 دیدگاه ایرانی پراکنده در جهان،
فقط "آغاز" است

http://www.cyrusnews.com/news/digaran/

30 December 2006

پرویز هراتی نژاد: مزدوران رژیم اسلامی حالا هم از آخور آخوند می خورند ، هم از توبره غرب!

مزدوران رژیم اسلامی
هم از آخور آخوند می خورند هم از توبره غرب


پرویز هراتی نژاد


در تاریخ 16 سپتامبر وزیر امورخارجه هلند مبلغی را به یک تشکیلات نو محافظه کار در آمریکا که برنامه ای برای تغییر نظام سیاسی با روشهای صلحجویانه آنگونه که در صربستان و اکرائین اتفاق افتاد را دنبال می کرد، پرداخت کرد.

تشکیلات خانه آزادی (FREEDOM HAUS) در سال 2003 عملیات نظامیان آمریکائی در عراق را مورد حمایت قرار داده است. امسال وزارت امور خارجه هلند مبلغ 630 هزار یورو( ) را به این تشکیلات پرداخت کرد و مدیر خانه آزادی نیز این خبر را مورد تائید قرار داد.

هدف از پرداخت این مبلغ به خانه آزادی عبارت بود از راه اندازی وب سایتی برای شخصیتهای ایرانی مخالف نظام جمهور اسلامی که بتوانند از این کانال کار خود را دنبال کنند و عملا این وب سایت بنام گذار به آدرس اینترنتی www.gozar.com راه ا ندازی و آماده به کار شد. خانه آزادی در وب سایت رسمی خود مبارزه با دیکتاتوری مذهبی را از وظایف خود قرار داده است.

هلندیها و آمریکائیها تنها کشور هایی هستند که آشکارا بودجه هایی را برای تغییرات سیاسی اساسی در ایران هزینه و در نظر گرفته اند. یارانه مورد اشاره بالا که برای راه اندازی وب سایت گذار پرداخت شد تنها بخش کوچکی از پروژه بزرگتری است که با هدف توسعه رسانه های چند صدایی در ایران در نظر گرفته شد.

پس از ارائه یک لایحه قانونی توسط فرح کریمی نماینده ایرانی الاصل پارلمان هلند از حزب سبزها بهمراه نماینده حزب لیبرال بنام هانس بالن در سال 2004 به پارلمان هلند ، مبلغ 15 میلیون یورو برای اجرای این پروژه در نظر گرفته شد.

بنا بر گزارش روزنامه فاینانشال تایمز چاپ انگلیس تشکیلات خانه آزادی یکی از سازمانهایی می باشد که از وزارت امور خارجه آمریکا مستمری دریافت می کند(یارانه) و این مبالغ برای اجرای عملیات مخفی و غیر قانونی در ایران به این تشکل پرداخت می شود.

ایالت متحده مبلغ 75 میلیون دلار برای طرح آزادی و دمکراسی در ایران در نظر گرفته است.

تشکیلات خانه آزادی یکی از قدرتهای موثر در پشت پرده در صحنه انقلابات در کشورهای اکرائین و نیز جنبش دانشجوئی اتپور در صربستان بودند که در سال 2004-2005 اتفاق افتاد.

در زمان درخواست کمک مالی تشکیلات خانه آزادی از هلند مدیرت این مجموعه را مدیر سابق سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا(سیا)، جیمز وولسی بر عهده داشت که مشخصه وی سیاست تغییر نظام سیاسی در ایران بود. اما مدیریت فعلی این تشکیلات پیتر آکر من ریاست مرکزی را بر عهده داشت بنام مرکز اسناد حقوق بشر در ارتباط با ایران.
این گروه مشغول در مرکز اسناد حقوق بشر مرتبط با ایران نشستهایی را در دبی برای گرفتن نتیجه گیری و آموختن از انقلابات اکرائین و صربستان را برگزار کردند.

این داستان کلاه برداری از حق مالیات دهندگان در هلند و امریکا و خلاصه در همه جا ادامه دارد. 15 میلیون که قرار بود برای آزادی و حقوق بشر مصرف شود با هوشیاری و ذکاوت جمهوری اسلامی توسط عوامل با لیاقت خود بطور ماهرانه ای از دولت عقب افتاده هلند دریافت شد و با همین مبلغ عوامل رژِیم به لباس اپوریسیون اینک هم از توبره می خورند و هم از آخور جمهوری اسلامی. نمونه ها این رفتار را می توانید در رادیو زمانه، رادیو بی بی سی، رادیو صدای آمریکا، رادیو فردا ، سایت گذار ووو..... مفسران مزدوری که گزارشات خود را رژیم و حقوق خود را از وزارت امور خارجه هلند و آمریکا دریافت می کنند.

آنچه در پاچه ما و بسیاری از ایرانیها نخواهد رفت همین آقایان هستند و باید به ایشان بگویئم خر خودتان هستید به اتفاق والده مکرمه . فعلا دور دور شماست اما این چرخ گردان است.


آژانس خبری کوروش
http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=18396


............................


در همین ارتیاط
بیانیه‌ی کمیته‌ی میزکتاب آمستردام
http://bayan-ieh.blogspot.com/2006/12/blog-post_30.html

28 December 2006

وبلاگ نامه های ایرونی: در آستانه ی ظهور، چه نیازی به برنامه ریزی!

سوای نخوت و کبری که این آقای عباس عبدی دارد و خیال می کند در علوم اقتصاد و جامعه شناسی و سیاست، نابغه ی دهر است (با کمی بالا و پایین، انگار همه مان همینیم!)، گهگاه اما در مورد حال و احوال "جمهوری" حرف ها و نظرات جالبی دارد. مهم تر این که برخلاف بسیاری از به اصطلاح "اصلاح طلبان"، خوب می خواند و دست به تحقیق و تفحصش خوب است.


در آستانه ی ظهور، چه نیازی به برنامه ریزی

علی اوحدی

در یک گردش نگاه در سایت "آینده" به مطلبی رسیدم که آقای عبدی دو سه ماه پیش در مورد "بی برنامگی" در جمهوری نوشته است. سال گذشته در یکی از نامه ها به مقاله ای ارزنده تحت عنوان "مملکت بی برنامه و هدف" اشاره کرده ام که زنده یاد دکتر "کاویانی" در سال ۱۳۲۴ شمسی! نوشته و مضمونش حول و حوش همین مطلب می چرخد.

باری، آقای عباس عبدی می نویسد؛ "اگر تا امروز كتاب خاطرات عبدالمجيد مجيدی رييس سازمان برنامه و بودجه سال‌های ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۶ (وزیر مشاور در کابینه های عباس هویدا و دکتر آموزگار، پیش از انقلاب) را نخوانده‌ايد، توصيه می ‌كنم حتماً آن را بخوانيد." آقای عبدی می نویسد؛

"برنامه ريزی با اين هدف انجام می ‌شود تا در يك نظام عقلانی كه منابع موجود آن هم محدود است، آن منابع در جاهايی سرمايه ‌گذاري و هزينه شود كه حداكثر بهره ‌وری و رشد را داشته باشد. خوب! حالا اگر دو عنصر مذكور يعنی "نظام عقلانی" و "منابع محدود" كنار رفت، يعنی از يك سو محدوديت منابع برداشته شد، و از سوی ديگر عقلانيت هم ضعيف گرديد، در اين صورت برنامه ‌ريزی امری زايد می‌ شود.

در شرايط كنونی نيز افزايش درآمدهای نفتی موجب سر دادن شعارهايی شد كه لازمه ی تحقق آن شعارها حذف سازمان مديريت و برنامه ‌ريزی ست. اگر كسی بپذيرد كه مردم به شعارها و برنامه‌های پيروز انتخابات(ریاست جمهوری) رأی داده‌اند، بايد بپذيرد كه مردم در واقع به انحلال سازمان هم رأی داده‌اند، زيرا تحقق اين شعارها جز از راه كنار زدن برنامه‌ريزی و باز گذاشتن دست حكومت در خرج كردن بی ‌حد و حصر منابع موجود، امكان‌پذير نيست. خوب اگر افرادی فكر كنند كه فرصت زيادي به ظهور امام زمان نمانده و بايد آب و جارو كرد تا ايشان وارد شوند، بنابراين چه معنايی برای برنامه ‌ريزی می ‌توان منظور داشت؟"

آقای عبدی تکه هایی از خاطرات مجید مجیدی را آورده و ...

بهتر است اگر علاقمندید، خودتان مطلب را بخوانید. امیدوارم سایت آقای عبدی فیلتر نشده باشد!

http://iruniha.persianblog.com/ وبلاگ نامه های ایرونی

26 December 2006

پرويز صياد: مفسد فى الارض در پارلمان آمريكا!

از جمله خبرهاى- بخصوص شادى آور براى من- در ماه اكتبر محكوميت يك نماينده پارلمان آمريكاست به جرم رشوه خوارى و سوءاستفاده از مقام سياسى و ديپلماتيك خودش.

اين مفسد فى الارض كسى نيست جز Congressman Robert Ney نماينده ايالت اوهايو از حزب جمهوريخواه و علمدار حمايت از مافع جمهورى اسلامى در كنگره آمريكا.
.

مفسد فى الارض در پارلمان آمريكا!

پرويز صياد



شايد خبر داشته باشيد كه يكى از راه هاى گرفتن تخفيف در مجازات براى متهمين در آمريكا كنار آمدن با مراجع قضائى است، فى المثل همين آقاى باب نى اگر به چند فقره از جرائمى كه به آن متهم شده بود محكوم مى شد، سواى پرداخت جريمه مالى سنگين چه بسا مابقى عمر را بايد در زندان مى گذرانيد. اما او از طريق وكلاى خود با مراجع قضائى معامله مى كند كه: من به يكى دو جرم منتسبه به خود اعتراف مى كنم به شرط آن كه مابقى را شما ناديده بگيريد يا مسكوت بگذاريد!

ده سال محكوميت زندان براى آقاى باب نى براى آن است كه به روابطش با كارچاق كن معروف «جك آبرامُف» اعتراف كرده است. جك آبرامف كه كارش شكار نمايندگان و مقامات ديگر براى مناسبات غيرقانونى در قبال گرفتن رشوه بود، سال گذشته كوس رسوائى اش نواخته شد و پته چند سياستمدار و دولتمردفاسد به روى آب افتاد. باب نى به روابطش با اين كارچاق كن چون پاى چند فاسد ديگر هم در ميان است اعتراف مى كند، تا مابقى جرائم از جمله مناسباتش با جمهورى اسلامى برملا نشود. اما با وجودى كه در محكوميت وى به اين «مناسبات» اشاره اى نمى شود، از راه يافتن آن به رسانه هاى كنجكاو نتوانسته اند جلوگيرى كنند. از جمله هفته نامه نيوزويك (در ژانويه ۲۰۰۶) از قول وكلاى كنگرسمن باب نى، آورده بود: ارقام هزينه هاى او كه به خرج كمپانى Nigel Win Field به لندن رفته بود در اختيار مراجع قانونى قرار گرفته است. Nigel Win Field كه در قبرس دفتر و دستك دارد كارش حق العمل كارى در صنايع هوائى است. از آقاى باب نى خواسته شده بود در دستيابى و خريد قطعات يدكى هواپيما و غيره براى جمهورى اسلامى از نفوذ پارلمانى خود استفاده كند كه ايشان هم البته از طريق وزيرخارجه وقت آمريكا، آقاى كالين پاول، كوتاهى نكرده بودند! از طرفى آسوشيتدپرس روابط آقاى باب نى را با يك كارچاق كن معروف ديگر گزارش داد كه متولد سوريه است و «فواد آل زياد» ناميده مى شود و او هم حق العمل كار و واسطه اى است براى خريد مايحتاج فنى براى جمهورى اسلامى. «فواد آل زياد» يك قمارباز هميشه پلاس در كازينوهاى انگلستان است و در آنجا به «خپله» شهرت دارد.

اين نوع «مناسبات» تا اين اواخر به دايره شناخت ايرانيان مقيم واشنگتن راه نيافته بود. براى آنها باب نى كه چند سالى در ايران گذرانده و فارسى كم و بيش مى دانست، بيشتر از طريق دو ايرانى ديگر كه روابط عمومى و خصوصى اش را با جمهورى اسلامى مى چرخاندند شناسائى مى شد، دو كتاب خوانده مزبور هوشنگ امير احمدى متصدى باج سبيل و كمك رسانى مالى و تريتا پارسى رايزن فرهنگى و به اصطلاح مشاور روابط خارجى است! گفت: نوكر ما خود چاكرى داشت!

از ميان ايادى جمهورى اسلامى در آمريكا هوشنگ اميراحمدى شناخته شده ترينشان است. فقط معلوم نيست هر بار كه خود را كانديداى رياست جمهورى در ايران معرفى مى كند چرا از وى ردصلاحيت مى شود با اين همه مراتب چاكرى و فرمانبردارى؟ برخلاف اميراحمدى، ترتيا پارسى جز براى ايرانيان مقيم واشنگتن كه شاهد خوش خدمتى هايش تاكنون براى جمهورى اسلامى بوده اند، براى مابقى ناشناخته مانده است.

سايت ايرانيان دات كام، درباره اين شخص مى نويسد: «او كه خود را President of National Iranin American Council معرفى مى كند، پيش از آمدن به آمريكا چند سالى در سوئد بوده است... او تاكنون نشان داده است كه در خدمت حفظ منافع رژيم اسلامى است و در حالى كه مدام براى سازش با اين رژيم و بقاى آن فعاليت دارد، عجيب است كه خود را يك ايرانى به تبعيد آمده هم مى نامد!»
به هر حال اين آقا به عنوان رئيس شورائى كه نام برده شد- شورائى كه چند نفر بيشتر نيستند اما خودشان را نماينده ايرانيان خارج كشور به مشتى سياستمدار بى خبر قبولانده اند- مى گويد در دعوت و سفر اخير محمد خاتمى به آمريكا نقش اصلى و پشت پرده را به عهده داشته است.

در واشنگتن، مخالفان نظام ولايت فقيه، طبيعى است مشكوك باشند به شخصى كه هنوز شهروند اين كشور نشده شوراى ملى ايرانيان آمريكائى را راه اندازى مى كند! و هنوز از راه نرسيده مشاور امورخارجى يك نماينده پارلمان آمريكا مى شود! به اين ترتيب انگ فرستاده جمهورى اسلامى و به طور اخص رفسنجانى، با اعتبارات كافى براى خرج كردن و احتمالاً رشوه دادن مثل جاى مهر روى پيشانى اين آقائى كه مى گويد زرتشتى هم هست، براى برخى قابل تشخيص است.

حال بايد ديد با بهم ريختن كاسه كوزه ارباب آمريكائى... اين دو آقاى كتاب خوانده رشته هاى فعلاً از هم گسيخته را چگونه به هم خواهند دوخت و كدام سياستمدار فاسد ديگر را براى حفظ منافع جمهورى اسلامى در امريكا به تور خواهند انداخت.

به هر حال ماجراى كنگرسمن باب نى مثل جريان قتل هاى زنجيره اى در مسكو، نشان مى دهد در زمينه سياسى هر جاى جهان مفسد فى الارضى كشف شود دوروبرش رد پائى از عوامل ملايان به حكومت رسيده قابل رويت خواهد بود. منتهى در جائى مقلدند مثل كپى بردارى از متد قتل هاى زنجيره اى مسكو و در جاهائى مرجع تقليدند مثل كاه و يونجه رسانى به آخور مفسدى چون كنگرسمن باب نى.